شرح
فقه الحديث : در اين صحيحه كه يكى از ادلّهى تخيير بود و در گذشته مطرح شد ، جميل در سؤال دوّمش پرسيد : محارب به كجا تبعيد مىشود ؟ امام عليه السلام فرمود : از شهرى به شهر ديگر . سپس در تأييد اين مطلب فرمود : اميرمؤمنان عليه السلام دو نفر را از كوفه به بصره تبعيد كرد .
ظاهر روايت بيانگر اين است كه كوفه محلّ جنايت و محاربه بوده ، امام عليه السلام آنان را به بصره فرستاده و محاربان در آنجا مستقرّ شدهاند . سخنى از نوشتن نامهى امام عليه السلام به والى بصره در انتقالدادنشان به شهر ديگر نيست .
اين صحيحه با احتمال اخير مناسبت دارد . فقط ضميمهاى در آن وجود دارد ، يعنى امام عليه السلام بلد ديگر را معيّن كردهاند .
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد : به سؤال دوّم جميل يعنى قسمت اخير روايت كسى غير از مرحوم صدوق رحمه الله در مقنع « 1 » عمل نكرده است ، و او هم در من لا يحضره الفقيه « 2 » مىگويد : بايد چيز سنگينى به پاى محارب بسته و او را به دريا بيندازند ؛ يعنى او را از خشكى به دريا تبعيد كنند . « 3 »
صاحب جواهر رحمه الله در ادامهى كلامش مىفرمايد : استظهار من از آيه ، زمين و ارض محاربه است كه بايد از آنجا نفى گردد ؛ و كلام اميرمؤمنان عليه السلام با آن كمال ملايمت را دارد .
لذا اگر جنايتى در قم واقع شد ، او را بايد از قم تبعيد كرد به يزد ؛ نه از اصفهان به يزد . چرا كه در اصفهان و يزد جنايتى انجام نداده ، و براى او هر دو شهر مساوى است .
توهّم اين كه دائماً از شهرى به شهر ديگر بايد تبعيد گردد ، آنطور كه برخى از بزرگان گفتهاند ، با استشهاد امام صادق عليه السلام به فعل اميرمؤمنان عليه السلام نمىسازد . امام عليه السلام در رابطه با
هامش
( 1 ) . المقنع ، ص 450 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه : ج 4 ، ص 68 .
( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 592 .