شرح
آن حضرت ، مِشْقَص - پيكان تير - برداشتند تا چشمش را درآورد . پس او فرار كرد و رفت . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : اى خبيث ! به خدا سوگند ، اگر ايستاده بودى چشمت را بيرون مىآوردم .
ديدگاه مرحوم صاحب جواهر رحمه الله
صاحب جواهر رحمه الله « 1 » پس از نقل اين روايات مىفرمايد : اگر همهى اين روايات سندشان صحيح نباشد ، امّا در بين آنها روايات معتبر ديده مىشود ؛ ليكن اجماع و كلمات فقها به ما اجازهى چنين مطلبى را نمىدهد . نهتنها در مورد كسى كه اشراف دارد ، يا فردى كه بدون اجازه وارد منزلى مىشود يا در مورد سارق ؛ بلكه در مورد لصّ محارب نيز اجازهى به قتل رساندن آن فرد مزاحم را نمىدهند . بالاتر ، حتّى دربارهى قاطع طريقى كه قدر متيقّن از عنوان محارب است و به قافلهها حمله مىكند و اموال و جانشان را به خطر مىاندازد ، در صورتى كه با داد و فرياد يا كتككارى يا جراحت امكان فرارى دادن آنان باشد ، فقها اجازه نمىدهند كه در همان ابتداى دفاع به قتل محارب پرداخت ؛ بلكه بايد تدرّج و أسهل فالأسهل مراعات گردد . و جايز نيست فوراً متشبّث به قتل محارب شويم . حتّى برخى از فقها فتوا دادهاند اگر محاربان به قافله هجوم بردند و بدون نياز به كشتن آنها در دفاع ، فردى يا افرادى از آنان را كشتند ، قصاص مطرح است ؛ و قاتل را مىتوان به عنوان قصاص كشت . نتيجه : از بيان صاحب جواهر رحمه الله استفاده مىشود فتوايى كه مرحوم محقّق و شهيد اوّل رحمه الله و ديگر فقها دادهاند مبنى بر آن كه « جايز است لصّ محارب را به قتل برسانند » « 2 » و يا فتواى شهيد ثانى رحمه الله كه مىگفت : « لصّ در حكم محارب است » ، يك فتواى لغوى است ؟ از اينرو ، اثبات عنوان محارب براى لصّ بىفايده است ؛ زيرا ، بين لصّ محارب و فرد مهاجم هيچ فرقى نيست . در مقام دفاع بايد آهسته آهسته و به تدريج پيش رفت . حقّ نداريم دفاع را با قتل محارب شروع كنيم .هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 587 .
( 2 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 960 ؛ شرح لمعه ، ج 9 ، ص 296 .