شرح
فاقتلوه فما دخل عليك فعليّ . « 1 » 2 - في المجالس والأخبار عن الحسين بن إبراهيم القزويني ، عن محمّد بن وهبان ، عن عليّ بن حبشي ، عن العبّاس بن محمّد بن الحسين ، عن أبيه ، عن صفوان بن يحيى ، عن الحسين بن أبي عقدر [ غندر ] ، عن أبي أيّوب ، قال : سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول : من دخل على مؤمن داره محارباً له فدمه مباح في تلك الحال للمؤمن وهو في عنقي . « 2 »
مفاد هر دو روايت اين است كه اگر خون لُصّ ريخته شود ، ناراحت مباش ؛ به عهده و به گردن من باشد . لذا ، تفريع « فاقتلوه » بر محارب بودن لصّ كار را لنگ مىكند .
نكتهاى كه بايد به آن توجّه داشت ، اين است كه در حدّ محارب ، بحثى از كيفيّت مقابله با محارب نشده است ، اگرچه در كتاب دفاع از نفس و مانند آن بهطور كلّى مباحثى هست .
لذا ، نمىتوان گفت مقاتله با محارب جايز بوده و تا سرحدّ مرگ مىتوان با او جنگيد . چنين حكمى - به عنوان أنّه من أحكام المحارب - حتّى در محارب واقعى هم بحث نشده است .
بنابراين ، با وجود اين كه محارب حكم خاصّى به اين صورت ندارد ، چگونه مىفرمايد :
« اللُصّ محارب » و بعد بر آن « فاقتلوه » را تفريع مىكند ؟ توضيحى در آينده در دفع اين اشكال خواهيم داشت .
بررسى معناى لُصّ
با مراجعهى به كتاب لغت مىبينيم لُصّ همان سارق است . « لَصَّ الشيء أي سرقه ، واللُصّ السارق » . لكن سارق بر دو نوع است : نوع اوّل : فردى كه مخفيانه دست به سرقت مىزند و كوشش مىكند صاحبخانه متوجّه او نگردد . اين فرد لُصّ و سارق است ؛ ليكن محارب نمىباشد . نوع دوّم : گروه يا فردى مسلح و متغلّبانه وارد خانه يا مغازهاى مىشوند ، صاحب خانههامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 543 ، باب 7 از ابواب حدّ محارب ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ح 3 .