شرح
مقام دوّم : كيفيّت ترتيب
رواياتى كه دلالت بر ترتيب دارد ، در كيفيّت آن با هم اختلاف دارد ؛ اقوالى كه در مسأله كيفيّت ترتيب هست نيز متفاوت است . ابتدا اقوال را مطرح مىكنيم ؛ سپس به بيان مقدار دلالت اخبار مىپردازيم . قول اوّل : در نهايه « 1 » و مهذّب « 2 » و فقه راوندى « 3 » و تلخيص « 4 » گفتهاند : اگر از محارب قتلى سر زده است ، او را مىكشند . صاحب جواهر رحمه الله « 5 » در توضيح قتل مىگويد : اين قتل به نحو قصاص است . اگر مقتول هم طراز قاتل باشد و ولىّ دم عفو نكند ، ولى در صورتى كه ولى دم عفو كند يا هم رديف نباشند ، امام به عنوان حدّ محارب او را مىكشد . اگر محارب انسان كشته و مال برده است ، اوّل مال يا بدلش را از او مىگيرند سپس دست راست و پاى چپش را قطع كرده ، آنگاه او را مىكشند ، و سه روز بالاى دار آويزانش مىكنند ، تا مردم بيايند و او را تماشا كنند . اگر مالى گرفته ولى كسى را نكشته است ، دست و پايش بر خلاف قطع مىگردد ؛ سپس او را تبعيد مىكنند . اگر افرادى را مجروح كرده و ليكن مالى نبرده و كسى را نكشته است ، در مقابل آن جراحت ، قصاص مىشود ، يا در صورت رضايت مجروح ديه مىگيرد ؛ اگر آن جنايت ديهى معيّنى دارد و اگر ديهاى در شرع معيّن نشده است به حكومت و حكم حاكم مقدارش معلوم مىشود و او را تبعيد مىكنند . اگر محاربى با سلاح كشيدن فقط به ترساندن مردم پرداخت ، قتل و اخذ مال و جراحتى در كار نبود ، فقط او را به تبعيد مىفرستند .هامش
( 1 ) . النهاية في مجرّد الفقه والفتوى ، ص 720 .
( 2 ) . المهذّب لابن برّاج ، ج 2 ، ص 553 .
( 3 ) . فقه راوندى ( فقه القرآن ) ، ج 2 ، ص 387 .
( 4 ) . تلخيص ( نكت الارشاد ) ، ص 354 .
( 5 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 574 .