شرح
الْأَرْضِ « 1 » مىباشد ؛ و آيهى مَن قَتَلَ نَفْسَام بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى الْأَرْضِ « 2 » نيز مؤيّد اين معنا بود . با توجّه به اين مطلب ، بايد بر « طليع » و « ردء » و « مهاجم » مفروض اين مسأله نيز حدود اربعه اقامه گردد . زيرا ، اين عناوين از عنوان « محارب » خارجاند ، ليكن در عنوان « مفسد فى الأرض » داخلاند .
اگر فردى به قصد ترساندن غير يا كشتن او چاقو بكشد ، مفسد فى الأرض است امّا اگر آدم نيرومندى به انسان ضعيفى بهقصد ترساندن يا كشتن حملهور شود ، مفسد نيست ؟
بنابراين ، اگر به ظاهر آيهى شريفه اعتماد كنيم ، بايد بر غير از شوخ و مجنون ، حدود اربعه اجرا گردد ؛ ليكن فقها چنين توسعهاى در موضوع حدود اربعه قائل نيستند ؛ يعنى حدود اربعه را فقط نسبت به محارب جارى مىدانند . محارب نيز كسى است كه تجريد يا تجهيز سلاح به قصد ترساندن و فساد در زمين بنمايد .
از طرفى ، در هدف و مقصودِ محارب از اسلحهكشى و اخافه توسعه داده و گفتهاند :
فرقى نمىكند كه قصد محارب از اين اعمال ، گرفتن مال مردم باشد ، يا كشتن آنان ، يا زيرسلطه درآوردن ، يا به بندگى گرفتن و يا قبضه كردن قدرت و حكومت ، مانند منافقين خلق كه تمام قصدشان اسقاط حكومت جمهورى اسلامى است .
خلاصهى كلام ، فقها اين چهار حدّ را به مفسد فى الأرضى اختصاص مىدهند كه سلاح برگيرد و مردم را بترساند ، و قصدش از اين كار يكى از امور مذكور باشد . شاهد اين مطلب كلمات قوم است كه به يكى از آنها از باب نمونه اشاره مىكنيم :
وإنّما يتحقّق ( المحاربة ) لو قصدوا أخذ البلاد أو الحصون أو أسر الناس واستعبادهم أو سبي النساء والذراري أو القتل أو أخذ المال قهراً مجاهرةً . . . . « 3 »
مرحوم كاشف اللثام مىفرمايد : محارب محقّق مىگردد در جايى كه مهاجمين قصد گرفتن شهرها ، يا حصارها ، يا اسير كردن مردم ، يا به بندگى گرفتن آنان ، يا به اسارت بردن زنان و فرزندان ، يا كشتن و يا بردن مال مردم به زور و علنى را داشته باشند .
هامش
( 1 ) . سورهى مائده ، 33 .
( 2 ) . سورهى مائده ، 32 .
( 3 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 431 .