شرح
بلوغ بود ، در اين مسأله نيز شرط است . البتّه به قول صاحب جواهر رحمه الله كلمات فقها در باب محارب منسجم و منضبط نيست ، بلكه مشوّش و مضطرب است .
فردى كه تجهيز يا تجريد سلاح مىكند ولى قصدش شوخى و هزل است نيز از تعريف محارب خارج است ؛ زيرا ، ارادهى جدّى بر تحقّق فساد در زمين ندارد ؛ بلكه مىخواسته به عنوان شوخى و مزاح دوستان يا مردم را بترساند . روايت مؤيّدى نيز در اين باب هست :
عبداللَّه بن جعفر في ( قرب الإسناد ) عن عبداللَّه بن الحسن ، عن جدّه عليّ بن جعفر ، عن أخيه موسى بن جعفر عليهما السلام ، قال : سألته عن رجل شهر إلى صاحبه بالرّمح والسّكين . فقال : إن كان يلعب فلا بأس . « 1 »
فقه الحديث : اين روايت مورد اعتماد است . على بن جعفر از برادرش امام هفتم عليه السلام مىپرسد : اگر مردى چاقو يا نيزه بر روى رفيقش بكشد ، حكمش چيست ؟
امام عليه السلام فرمود : اگر جنبهى شوخى و ملاعبه داشته ، حدّى ندارد .
از سؤال راوى : « شهر إلى صاحبه بالرمح والسكين » استفاده مىشود جنبهى جدّى نداشته است ؛ زيرا ، مقصود از صاحب ، دوست و رفيق است ؛ به همين جهت ، امام عليه السلام نيز حكم صورت ملاعبه را فرمود . در روايات ديگر چون مسأله به صورت جدّى مطرح بوده ، امام عليه السلام نيز پاسخ ، محاربهى جدّى را گفتهاند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 538 ، باب 2 از ابواب حدّ محارب ، ح 4 .