شرح
مصاديق مفسد فى الأرض هستند ، ولى عنوان محارب بر آنها صدق نمىكند ؛ زيرا ، محارب از حرب مشتق شده است و در حرب نياز به سلاح و تجريد آن است ؛ و بدون سلاح محاربه محقّق نمىگردد .
خروج « مدافع » از عنوان محارب
كسى كه شمشير مىكشد يا سلاح برمىدارد ليكن براى ترساندن محارب ، مدافع نام دارد و نه محارب ؛ زيرا ، براى دفاع از مردم يا خودش سلاح مىكشد و محارب را مىترساند ؛ هرچند بيشتر قيود تعريف محارب در مدافع نيز وجود دارد ، امّا مدافع ، با تجريد يا تجهيز سلاحش محاربى كه مسلمان است را مىترساند ؛ لذا ، در آن تعريف ، يك قيد توضيحى « وإرادة الإفساد فى الأرض » بود ؛ يعنى محارب اين اعمال را براى ايجاد فساد در زمين انجام مىدهد . اين قيد در مدافع كه به جنگ محارب مىرود ، و قصدش دفع فساد است نه ايجاد فساد ، وجود ندارد . لذا ، از تعريف محارب خارج است . اگر محاربى بالفعل وجود ندارد ، يعنى شخصى كه به قصد ترساندن مردم و ايجاد فساد ، تجريد يا تجهيز سلاح كرده باشد ، وجود ندارد ؛ امّا نسبت به اين فرد قصد سوء دارند و درصدد اذيّت و آزارش هستند ، اگر براى دفاع از خود و جلوگيرى از ضربات آنان سلاح بردارد ، محارب نيست ؛ زيرا ، قصد فساد ندارد ، بلكه مىخواهد از تحقّق فسادى جلوگيرى كند .خروج كودك ، مجنون و شوخ از عنوان محارب
صاحب جواهر رحمه الله مسألهى صغير را در اين باب مطرح نكردهاند ؛ شايد به روشن بودن اعتبار بلوغ در اقامهى حدّ اكتفا كردهاند . « 1 » در باب زنا ، لواط ، سرقت ، شرب خمر ، حكم صبىّ را متعرّض شدهاند ، و عدم تعرّض فقها در باب محارب به خاطر عدم فرق بين بالغ و غيربالغ نيست ؛ بلكه به علّت وضوح مسأله آن را مطرح نكردهاند . پس ، همانگونه كه در عناوين سابقه ، شرط ثبوت حدّ ، عقل وهامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 570 ، سطر 19 .