آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 326
مشكل ما در اين مسأله ، كلمهى سلاح است كه فقها در تعريف محارب آوردهاند . اگر كسى بر اين تعريف جمود داشته باشد ، به كسى كه با سنگ و چوب رعب ايجاد مىكند ، نمىتواند محارب بگويد ؛ زيرا به سنگ و چوب سلاح نمىگويند . نظر برگزيده : هرچند فقها تعريف محارب را به سلاح مقيّد كردهاند ، ليكن قوام و حقيقت محاربه به اين است كه قصدش ترساندن مردم و ايجاد فساد باشد و كارى از او سرزند كه اين نتيجه را به دنبال داشته باشد . در تحقّق اين معنا ، فرقى بين چاقو و سنگ و چوب نيست . نمىتوان گفت : اگر اخافه و افساد با آهن و چاقو باشد ، محارب است و گرنه محارب نيست . از سوى ديگر ، ترتّب حدود بر محاربه از جهت اين است كه مصداقى از مصاديق افساد در زمين است ، پس معلوم مىشود « سلاح » مأخوذ در تعريف محارب ، در كلمات فقها يك معناى وسيعى دارد ؛ يعنى كسى كه با وسيلهاى به ترساندن مردم و افساد در زمين بپردازد . اين وسيله هر چيز و از هر جنس باشد . مقصود از ترساندن مردم امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله در تعريف محارب فرمود : « محارب كسى است كه براى ترساندن مردم سلاح برهنه كند يا بردارد » . آيا مقصود از مردم ، جمعيّت و گروه است بهگونهاى كه اگر قصدش ترساندن يك نفر باشد محارب صدق نكند يا بر اخافهى يك نفر هم عنوان محارب صادق است ؟ در تعبير اكثر فقها قيد « الناس » مضافاليه « اخافة » است ، ولى در بعضى از كلمات « اخافه » را بدون مضافاليه آوردهاند ؛ كه در اين صورت ، با ترساندن يك نفر نيز محاربه محقّق مىگردد . ولى بنا بر تقييد إخافه به « الناس » نيز مىتوان گفت : ترساندن يك نفر در صدق عنوان كافى است ؛ زيرا اگر فردى انسانى را بىجهت آزار دهد ، در تعبير فارسى مىگويند : فلانى مردم آزار است . مردم آزارى مقيّد به آزار دادن گروه و جمعيّت نيست ؛ به آزار يك نفر نيز صدق دارد . إخافةالناس نيز به ترساندن يك نفر صادق است . مقصود از « الناس » آيا خصوص مسلمانان است تا ترساندن اهل ذمّهاى كه به شرايط