شرح
جواب : تمام مواردى كه حدّ قتل ثابت است از مصاديق مفسد فى الأرض است ؛ يعنى همانطور كه آيهى شريفه محارب را از مصاديق مفسد فى الأرض مىداند ، زناى احصانى ، لواط و . . . نيز از مصاديق مفسد فى الأرض است ؛ زيرا ، قدر مسلّم از محارب كسى است كه به قصد ترساندن مردم و ايجاد فساد چاقو در آورد و مردم را دنبال كند . آيا اين فرد مصداق مفسد فى الأرض هست ولى شخصى كه مرتكب لواط ، يا زناى با محارم يا زناى احصانى مىشود مفسد نيست ؟ بلكه به طريق اولى از مصاديق مفسد فى الأرض است .
شاهد اين مطلب : در مفسد فى الأرض به عنوان كلّى يكى از حدود چهارگانهى قتل ، صلب ، قطع ، نفى بلد ، يا به نحو تخيير يا به نحو ترتيب اجرا مىگردد ؛ امّا در لواط يا زنا كه فساد خاصّ مهمّى است ، فقط حدّ قتل اقامه مىشود . همينطور در مواردى كه دو حدّ يا سه حدّ ( بنا بر اختلاف موارد يا مبانى ) اجرا مىشد ، در مرتبهى سوّم يا چهارم حدش قتل بود ، اين هم از باب فساد فى الأرض است . كسى كه يك بار شراب مىخورد و به او حدّ مىزنند ، نمىتوان او را مفسد فى الأرض ناميد ؛ اگر بار ديگر مرتكب شرب خمر شد و حدّ خورد و باز هم دست برنداشت ، مرتبهى ديگر و مرتبهى ديگر تازيانه در او مؤثر واقع نمىشود ، با تكرار عمل ، عنوان مفسد فى الأرض بر او صادق است .
بنابراين ، در تمام مواردى كه حدّش قتل است ، مىتوان ادّعا كرد فساد خاص فى الأرض محقّق شد . از اينرو ، قتل به عنوان حدّ تعيّن دارد ؛ و هر دو اشكال بر طرف مىگردد . يعنى بر تمام مواردى كه حدّش قتل است ، عنوان فساد فى الأرض صادق است ؛ لذا لازم نيست يكى يكى استثنا گردد .
و از طرفى فقها در كتاب حدود يا زنا و لواط و . . . و سرانجام محارب ، لازم نديدهاند آن را به صورت مستقلّ مطرح كنند ؛ زيرا ، اگر مفسد فى الأرض از باب زنا يا لواط و مانند آن باشد ، حدّش بهطور مفصّل بحث شد و اگر غير از اين موارد باشد ، عنوان محارب بر او صادق و حدّ آن دربارهاش اجرا مىگردد .