شرح
برهنه به قصد ترساندن مردم يا گرفتن اموالشان خارج شود و آنان نيز از او بترسند .
مراد از سلاح در تعريف محارب
آيا مسلّح بودن در عنوان محارب دخالت دارد ؟ بهگونهاى كه اگر سلاح نداشت ، محارب نيست ؛ مانند ورزشكارى قوى كه با مشت و لگد به جان مردم مىافتد ؟ مقصود از سلاح چيست ؟ بدون ترديد سلاح اعمّ از سلاحهاى خطرناك امروزى ، مثل تفنگ ، كلت و . . . است و شامل شمشير و حتّى چاقوى برهنه نيز مىشود ؛ امّا اگر كسى وسيلهى آهنى نداشت امّا با چوب يا سنگ و آجر و مانند آن به مردم حملهور شد ، باز هم محارب است ؟ در كلمات فقها و روايات ، لفظ « سلاح » به كار رفته است ؛ ليكن بايد ديد آيا از سلاح معناى عرفى آن اراده شده است يا معناى عامّ ؟ اگر معناى عامّ مقصود باشد ، يعنى هر چيزى كه وسيلهاى براى ترسانيدن مردم و فساد در زمين باشد ، خواه سنگ باشد يا چوب يا نيروى بازو . و اگر معناى خاصّش مراد است ، يعنى چيزى كه در عرف به آن اسلحه مىگويند مانند چاقو و شمشير امّا بر سنگ و چوب به نحو مجاز سلاح استعمال مىشود ؛ مانند اطلاق سلاح در دعاى كميل بر گريه : « وسلاحه البكاء » ؛ لذا ، بايد با مراجعهى به روايات مشكل را حلّ كرد . محمّد بن الحسن بإسناده عن محمّد بن عليّ بن محبوب ، عن أحمد بن محمّد ، عن البرقي ، عن النّوفلي ، عن السّكوني ، عن جعفر ، عن أبيه ، عن عليّ عليه السلام في رجل أقبل بنار فأشعلها في دار قوم فاحترقت واحترق متاعهم : أنّه يغرم قيمة الدار و ما فيها ثمّ يقتل . « 1 » فقه الحديث : در سند اين روايت نوفلى است كه در وثاقتش اختلاف مىباشد . مردى در خانهى قومى آتش انداخت ، آن خانه با اثاثيهاش سوخت . اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : بايد غرامت خانه و اثاثيهاش را بپردازد ، آنگاه او را به قتل برسانند .هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 538 ، باب 3 از ابواب حدّ محارب ، ح 1 .