تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
شرح
يعلم ذلك منه و لم يؤخذ حتّى تاب وصلح » « 1 » در عين اين كه كلمه‌ى « سرق » را دارد ، مىگويد : « فلم يعلم ذلك منه » يعنى سرقتش ثابت نشده و در اين‌باره هيچ محكوميتى ندارد . لذا معناى « سارق » ، « من ثبت سرقته » نيست تا بگوييم : اطلاق دارد و جايى كه سرقت با بيّنه ثابت شده نيز شامل مىگردد . توهّم دوّم نيز جا ندارد كه بگوييم : « سارق يعنى من ثبت سرقته » ولى اطلاقش انصراف دارد به جايى كه سرقت با اقرار ثابت شده باشد . دليل دوّم : شكّى نيست كه عذاب آخرت نسبت به عذاب دنيا از اهميّت بيشترى برخوردار است و با توبه‌ى صحيح و واقعى عذاب آخرت با آن اهميّت از بين مىرود ، چگونه شما مىگوييد : با توبه ، عذاب دنيايى از بين نمىرود ؟ در حالى كه مسأله برعكس است . اين دليل نيز نادرست است ؛ زيرا ، در عذاب آخرت فقط بر گناه و گناهكار تكيه مىشود و جهات فردى در آن مؤثر است ؛ بر خلاف عذاب و كيفر در دنيا ، اگر دين اسلام مىگويد : دست سارق بايد قطع گردد ، نظر به جنبه‌ى فردى و اجتماعى آن دارد . قطع دست سارق در امنيّت اجتماعى دخالت دارد . وقتى ببينند دست دزد بريده مىشود ، كسى به فكر دزدى نمىافتد و آرامش و امنيّت بر جامعه حكم‌فرما مىگردد . در آيه‌ى شريفه مىفرمايد : وَ لْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَآلِفَةٌ مّنَ الْمُؤْمِنِينَ ؛ « 2 » حضور گروهى از مؤمنان براى چيست ؟ آيا براى تأثيرپذيرى آنان و بازگو كردن مطلب براى ديگران نيست تا به اين وسيله از فحشا و فساد جلوگيرى شود ؟ از اين رو ، نمىتوان عذاب‌هاى دنيا را با عذاب‌هاى آخرت مقايسه كرد و حدود الهى را همانند آن‌ها گرفت و گفت : همان‌گونه كه عذاب اخروى با توبه از بين مىرود ، حدود الهى نيز با توبه ساقط گردد . لذا ، اطلاق دليل اعتبار بيّنه اقتضاى قطع دست دارد و اگر نوبت به شكّ رسيد ، استصحاب نيز همين مطلب را ثابت مىكند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 327 ، باب 16 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 3 . ( 2 ) . سوره‌ى نور ، 2 .