تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
شرح
و فقط او را تعزير مىكنند . نظر برگزيده : اين روايت را از جهت ضعف سند كنار مىگذاريم ؛ لذا ، نوبت به تعارض و جمع دلالى نمىرسد . زيرا ، جمع دلالى و اعمال قواعد باب تعارض و مانند آن در صورتى است كه دو طايفه از روايات معتبر باشند . اگر روايتى با قطع‌نظر از معارضه حجّيت نداشت ، ديگر جايى براى اين بحث كه تعارض دارد يا نه ، باقى نمىماند ؛ زيرا ، اگر معارضى هم نبود ، نمىتوانستيم به آن استناد كنيم . 3 - وبإسناده ، عن أحمد بن محمّد ، عن ابن فضّال ، عن الحسن بن الجهم ، عن إبن بكير ، عن بعض أصحابنا ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام في النبّاش إذا اخذ أوَّل مرّة عزّر فإن عاد قطع . « 1 » فقه الحديث : در اين روايت مرسل ، امام صادق عليه السلام فرمود : نبّاش را در دفعه‌ى اوّل تعزير مىكنند ؛ اگر بار ديگر انجام داد ، دستش را مىبُرند . اين روايت با فتواى مرحوم صدوق موافق نيست ؛ زيرا ، ظاهر روايت ، قطع دست در مرتبه‌ى دوّم است ؛ ولى ظاهر عبارت صدوق رحمه الله در كتاب مقنع و من لا يحضره الفقيه ، قطع دست در مرتبه‌ى سوّم به بعد است . اگر گفته شود : در لفظ « نبّاش » تكرّر نهفته است ، زيرا « نبّاش » بر وزن « فعّال » صيغه‌ى مبالغه است ؛ همانطور كه صاحب جواهر رحمه الله اين مطلب را فرموده است . « 2 » مىگوييم : نبّاش همان معناى فاعلى را دارد ؛ به دليل اين كه اسم فاعلى براى « نبش ينبش » به صورت « نابش » نديديم ؛ و جايى استعمال نشده است . لذا ، نبّاش به همان معناى اسم فاعلى به كار رفته است . دليل ديگر ، استعمال نبّاش در همين روايت مرسله در مورد كسى كه دفعه‌ى اوّل به نبش قبر پرداخته است . اين روايت را نيز به جهت ضعف سند كنار مىگذاريم . 4 - وبإسناده ، عن محمّد بن عليّ بن محبوب ، عن أحمد بن محمّد ، عن
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 514 ، باب 19 از ابواب حدّ سرقت ، ح 16 . ( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 520 .