تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
شرح
فقه الحديث : سند اين روايت معتبر نيست . راوى مىگويد : نزد امام باقر عليه السلام نشسته بودم ، نامه‌ى هشام بن عبدالملك به دست آن حضرت رسيد . در آن نوشته بود : مردى قبر زنى را شكافت و لباسش را دزديد و با او مقاربت كرد . حكم اين فرد چيست ؟ علمايى كه در اين‌جا هستند اختلاف كرده‌اند ، گروهى مىگويند : او را بكشيد ، و جمعى به سوزاندنش فتوا مىدهند . امام باقر عليه السلام به او نوشت : احترام ميّت همانند احترام حىّ است . دست او را به خاطر نبش قبر و كفن دزدى مىبرند و حدّ زنا بر او اقامه مىشود ؛ اگر محصن است رجم ، و گرنه صد ضربه تازيانه به او مىزنند . دلالت روايت بر قطع دست همراه با بيان علّت تمام است ؛ و از آن معلوم مىشود مجرّد نبش كافى نيست ، بلكه قبر به منزله‌ى حرز ، و كفن مانند متاع داخل حرز است . 5 - وعنه ، عن محمّد عبدالحميد العطّار ، عن سيّار ، عن زيد الشحّام ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال : اخذ نبّاش في زمن معاوية ، فقال لأصحابه : ما ترون ؟ فقالوا : نعاقبه ونخلّي سبيله ، فقال رجل من القوم : ما هكذا فعل علي بن أبي طالب ، قال : و ما فعل ؟ قال : فقال : يقطع النبّاش وقال : هو سارق وهتّاك للموتى . « 1 » فقه الحديث : امام صادق عليه السلام فرمود : در زمان معاويه نبّاشى را گرفتند ، از اصحابش پرسيد : حكمش چيست ؟ گفتند : او را عقوبتى مىكنيم و رهايش مىسازيم . مردى بلند شد و گفت : در مورد نبّاش على بن ابيطالب اين طور حكم نكرد . معاويه گفت : چگونه عمل مىكرد ؟ گفت : دست او را مىبريد و مىفرمود : نبّاش ، نسبت به مردگان سارق و هتّاك است . دلالت روايت : روايت دلالت دارد كه نبش به تنهايى كافى نيست ، بلكه سارق و هتّاك
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 511 ، باب 19 از ابواب حدّ سرقت ، ح 5 .