شرح
آوردند در حالى كه سرقت كرده بود . امام عليه السلام انگشتانش را خونين كرد - ( تطريف اصابع مانند حكّ انامل است . ) - آنگاه فرمود : اگر براى بار دوّم دزدى كنى ، انگشتانت را قطع مىكنم . سپس فرمود : آگاه باشيد اين كار را فقط رسول خدا صلى الله عليه و آله و من انجام دادهايم .
تذكّر 1 : مخالفت مضمون اين روايت با روايات گذشته و فتواى شيخ طوسى رحمه الله روشن است ؛ زيرا ، رنگين كردن انگشتان به خون در دفعهى اوّل بوده است . از اين روايت ، عفو و تخييرى استفاده نمىشود ؛ در مرتبهى اوّل تطريف و در مرتبهى دوّم بريدن انگشتان است كه هم بر قطع بند اوّل و هم بر قطع تمام انگشت دلالت دارد .
تذكّر 2 : عبارتى كه امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله آوردهاند ، از اين روايت و روايت بعد مأخوذ است . بيان ايشان هرچند ظهور ندارد ، ولى دلالت و اشعارى در آن هست كه بريدن انگشتان دست كودك اگر واقعيّت هم داشته باشد ، از شئون معصوم عليه السلام است ؛ فقط او مىتواند چنين كارى را انجام دهد ، ديگران حقّ چنين امرى ندارند .
براى اين كه بتوانيم نظر صحيح را ابراز كنيم ، بايد روايت دوّم را ملاحظه نماييم .
6 - وعن حميد ، عن ابن سماعة ، عن غير واحد ، عن أبان ، عن عبدالرّحمن بن أبي عبداللَّه ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال : إذا سرق الصّبي و لم يحتلم قطعت أطراف أصابعه ، قال : وقال : لم يصنعه إلّارسول اللَّه صلى الله عليه و آله وأنا . « 1 »
فقه الحديث : اين روايت نيز مانند روايت قبل مرسل است . امام صادق عليه السلام فرمود : اگر كودكى كه به سنّ احتلام نرسيده است دزدى كند ، سر انگشتانش را مىبرند . آنگاه امام عليه السلام فرمود : اين كار را كسى غير از رسول خدا صلى الله عليه و آله و من انجام نداده است .
امام صادق عليه السلام در اين روايت عمل امير مؤمنان عليه السلام را حكايت نمىكند ؛ فاعل « قال :
و لم يصنعه إلّارسول اللَّه صلى الله عليه و آله وأنا » شخص امام صادق عليه السلام است . از سوى ديگر ، حضرت تحت سلطهى خلفاى عبّاسى بودند و موردى را سراغ نداريم كه حدّى از حدود توسّط ايشان اقامه شده باشد . بيان حدود و احكامش توسّط آن حضرت فراوان است ؛ ليكن اجراى حدود آن هم در مورد كودك و به صورت قطع دست در سرقت ، مسألهاى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 524 ، باب 28 از ابواب حدّ سرقت ، ح 9 .