شرح
مىشود ؛ در مرتبهى دوّم تعزير مىگردد ؛ براى بار سوّم سر انگشتانش قطع مىگردد ؛ و در مرتبهى چهارم از پايينتر از سر انگشتان مىبُرند .
اين روايت با روايت قبل منافات دارد ؛ زيرا ، در صحيحهى ابنسنان به تعزير در مرتبهى سوّم تصريح شده بود ، و صحيحهى حلبى به تعزير در مرتبهى دوّم دلالت دارد .
روايت ابنسنان « قطع أسفل من ذلك » را در مرتبهى پنجم مىگفت ، ولى اين روايت ، در مرتبهى چهارم مىگويد .
صحيحهى حلبى بر فتواى شيخ رحمه الله نيز دلالت ندارد ؛ زيرا ، مرحوم شيخ در مرتبهى سوّم حكّ انامل را مىگفت و اين روايت قطع انامل را مطرح مىكند . شيخ رحمه الله در مرتبهى چهارم به قطع سر انگشتان فتوا داد و روايت ، به قطع پايينتر از آن كه ظهور در بند دوّم دارد ، دلالت مىكند .
3 - وبالإسناد عن صفوان ، عن إسحاق بن عمّار ، قال : قلت لأبي إبراهيم عليه السلام :
الصبيان إذا اتي بهم عليّ [ عليّاً ] عليه السلام قطع أناملهم من أين قطع ؟ فقال : من المفصل ، مفصل الأنامل . « 1 »
فقه الحديث : در اين روايت معتبر ، اسحاق بن عمّار به امام كاظم عليه السلام گفت : كودكان دزد را كه نزد امير مؤمنان عليه السلام - ( در متن روايت « عليّ » و نسخهى بدل « علياً » آورده است كه از نظر ادبى ، « عليّاً » صحيح است ) - مىآوردند ، آن حضرت انگشتانشان را قطع مىكرد - ( راوى قطع انگشتان را مسلّم گرفته است ، و اين سؤال را طرح مىكند ) - از كدام قسمت آنها قطع مىكرد ؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود : از مفصل انامل .
مقصود اين است كه امام عليه السلام به سر انگشت اكتفا نمىكرد ؛ بلكه از بندش قطع مىكرد ؛ ليكن روايت دلالت ندارد بريدن انگشتان در چه مرتبهاى بوده است .
4 - وعن عدّة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، وعن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد جميعاً ، عن ابن محبوب ، عن عبداللَّه بن سنان ، عن
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 523 ، باب 28 از ابواب حدّ سرقت ، ح 5 .