شرح
أبي عبداللَّه عليه السلام في الصبّي يسرق ، قال : يعفى عنه مرّة ، فإن عاد قطعت أنامله أو حكّت حتّى تدمى ، فإن عاد قطعت أصابعه ، فإن عاد قطع أسفل من ذلك . « 1 »
فقه الحديث : در سند روايت سهل بن زياد واقع شده كه مورد بحث و اختلاف است . « 2 »
امام صادق عليه السلام در مورد كودك دزد فرمود : در مرتبهى اوّل او را مىبخشند ؛ اگر بار ديگر دزدى كرد ، سر انگشتانش را قطع كرده و يا بهگونهاى مىمالند كه خون درآيد ؛ در مرتبهى سوّم انگشتانش را مىبرند ؛ و در بار چهارم ، از پايينتر از آن قطع مىكنند .
در اين روايت سه عنوان « قطع أنامل » در مرتبهى دوّم ، « قطع أصابع » در مرتبهى سوّم ، « قطع أسفل من ذلك » در مرتبهى چهارم ديده مىشود . « قطعت أنامله » به قرينهى روايات ديگر يعنى از مفصل و بند اوّل قطع مىشود ؛ لذا « قطعت أصابعه » بر قطع از مفصل دوّم و « قطع أسفل من ذلك » بر قطع از ريشهى انگشتان دلالت دارد .
تخييرى كه در اين روايت بين قطع انامل و حكّ آن بود ، در روايات ديگر نداريم ؛ اين تخيير قابل هضم نيست ؛ زيرا ، يك طرفش سبك و يك طرفش خيلى سنگين است ؛ قطع كردن و بريدن بند انگشت با ماليدن آن بر روى زمين تا خون درآيد قابل مقايسه نيست .
تخيير بين يك مطلب شديد و يك مطلب خيلى معمولى و عادى چگونه معقول است ؟
5 - وعن حميد بن زياد ، عن ابن سماعة ، عن غير واحد من أصحابه ، عن أبان بن عثمان ، عن زرارة ، قال : سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول : اتي عليّ عليه السلام بغلام قد سرق ، فطرّف أصابعه ، ثمّ قال : لئن عدت لُاقطّعنّها ، ثمّ قال : أما إنّه ما عمله إلّارسول اللَّه وأنا . « 3 »
فقه الحديث : در اين روايت مرسله ، امام باقر عليه السلام فرمود : غلامى را نزد امير مؤمنان عليه السلام
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 524 ، باب 28 از ابواب حدّ سرقت ، ح 7 .
( 2 ) . حضرت استاد در كتاب تفصيل الشريعة از روايت به صحيحهى ابنسنان تعبير مىكند ( ص 386 ) و اين تعبير به لحاظ دو سندى بودن روايت تمام است ؛ زيرا سند كلينى از عدهاى از اصحاب از محمّد بن يحيى از احمد بن محمّد از ابن محبوب از ابن سنان صحيح است .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 524 ، باب 28 از ابواب حدّ سرقت ، ح 8 .