شرح
بلند شد و براى تطهير به خارج از مسجد رفت . از كدام قسمت روايت استفاده مىكنيد كه آن را در حرز گذاشته و دزد آن را از مخفىگاه برده است ؟
بهتر آن است كه بگوييم : يكى از خصوصيّات مسجد الحرام كه به عنوان مأمن و محل امن است ، قطع دست سارق است ؛ هرچند از حرز نيز سرقت نكرده باشد . لذا ، اگر كفشى ، عبايى ، ردائى را از آنجا ببرند ، به سبب ويژگى مسجد الحرام دست سارق را بايد بريد .
اجماعى بر خلاف اين مطلب قائم نيست و از نظر فقهى فرق بين مسجد الحرام با مساجد و اماكن ديگر مسلّم است .
براى اين توجيه مؤيّدى نيز داريم ؛ مرحوم صاحب وسائل رحمه الله روايتى در كتاب حجّ به اين مضمون مىآورد :
وفي ( العلل ) وفي ( عيون الأخبار ) عن أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن عبدالسّلام بن صالح الهروي ، عن الرضا عليه السلام ( فيحديث ) قال : قلت له بأيّ شيء يبدأ القائم منكم إذا قام ؟ قال : يبدء ببني شيبة فيقطع أيديهم لأنّه « لأنّهم » سرّاق بيت اللَّه تعالى . « 1 »
فقه الحديث : عبدالسّلام بن صالح به امام رضا عليه السلام گفت : زمانى كه امام عصر عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف قيام كند ، در مقام اجراى حدود ، به كدام حدّ آغاز مىكند ؟
امام رضا عليه السلام فرمود : به بنىشيبه ( كليدداران خانهى خدا ) شروع مىكند دستشان را مىبرد . زيرا ، آنان دزدان خانهى خدا هستند و در خانهى خدا دزدى مىكردند .
دلالت روايت : در بيت اللَّه حرزى نيست ، و بنىشيبه دزدانى هستند كه از غير حرز سرقت كردهاند . در عين حال امام زمان عليه السلام دستشان را مىبرد . اين معنا بيانگر ويژگى مسجد الحرام است .
مؤيّدى براى روايت نيز هست . كسى كه وارد مسجدالحرام مىشود ، بايد از يك امنيّت و آرامش فكرى برخوردار باشد تا بتواند از جنبههاى معنوى آن مكان مقدّس بهره ببرد ؛ لذا ، لازم نيست در آنجا حرزى باشد ، بلكه بر سرقت از خارج حرز نيز قطع دست
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 356 ، باب 22 از ابواب مقدّمات الطواف ، ح 13 .