شرح
دليل قول مشهور
رواياتى كه در اثبات مطلب اوّل مطرح كرديم ، براى اثبات مطلب دوّم مجدّداً بررسى مىشود . 1 - بهذا الإسناد عنه قال : لا يقطع إلّامن نقب بيتاً أو كسر قفلًا . « 1 » دلالت حديث : امام صادق عليه السلام به صورت نفى و اثبات - يعنى حصر - مىفرمايد : قطع دست نيست مگر آن كه نقبى به خانهاى بزند يا قفلى را بشكند . اين روايت به صورت ارسال از جميل نيز نقل شده است . « 2 » از خارج مىدانيم خصوصيّتى براى شكستن قفل نيست . اگر كليد بيندازد وقفل را باز كند ، باز هم سرقت به حساب مىآيد ؛ يا اگر نقب و بُريدن قفل هم نباشد ، بلكه از ديوار مرتفع و بلندى بالا آمد و به درون خانه رسيد و اشيايى را بُرد ، باز سرقت صادق است . به عبارت ديگر ، از دو عنوان نقب و شكستن قفل نسبت به موارد مشابه با آن ، الغاى خصوصيّت مىكنيم ؛ امّا نمىتوان به هر مكانى كه دخول به آن بدون اجازهى صاحبش جايز نيست ، تعميم داد . از اينرو ، اگر كسى فراموش كند درب خانهاش را ببندد و فردى بدون هيچ مانع و رادعى وارد منزل شود و كالايى را ببرد ، نمىتوان اين عمل را مشمول روايت قرار داد و از نقب و كسر قفل تا به اين حدّ الغاى خصوصيّت كرد . 2 - وبإسناده عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن محمّد بن يحيى ، عن طلحة بن زيد ، عن جعفر ، عن أبيه ، عن عليّ عليه السلام ، قال : ليس على السّارق قطع حتّى يخرج بالسّرقة من البيت . « 3 » فقه الحديث : در اين روايت معتبره - هرچند صحيحه نيست - حضرت امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد : تا هنگامى كه سارق مال را از خانه بيرون نياورد ، دستش را قطع نمىكنند .هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 509 ، باب 18 از ابواب حدّ سرقت ، ح 3 .
( 2 ) . همان ، ص 510 ، ح 5 .
( 3 ) . همان ، ص 499 ، باب 8 از ابواب حدّ سرقت ، ح 4 .