شرح
اما اگر بعد از چيدن خرما يا دروى زرع دزدى كند ، دستش را قطع مىكنند . ما باشيم و روايت ، ملاك قطع دست و عدمش را چيدن و نچيدن محصول قرار داده است ، و عنوان حرز مطرح نيست ؛ لذا ، اگر خرماى خرمن شده در پاى درخت را بدزدد ، بايد دستش را ببُرند .
در توجيه اين روايت مىگوييم : خرما و زراعت قبل از چيده شدن با عدم حرز ملازم است ؛ امّا بعد از چيدن ، عادت بر جمعآورى محصول و انبار كردن است . البتّه هرچيزى حرزى متناسب با خودش دارد . لذا رواياتى كه بر اعتبار حرز دلالت دارد ، قرينهى اين روايات مىشود . حكم به قطع در اين روايات مربوط است به جايى كه سرقت ميوه و زرع از حرز باشد . شاهدش اين كه گندم و خرما را تا نچيدهاند ، مراقب و نگهبانى ندارد ؛ ولى پس از حصاد و چيدن ، كمال مراقبت براى نگهداريش را مبذول مىدارند .
3 - وعن عليّ بن ابراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن حمّاد عن الحلبي ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال : سألته عن الرّجل يأخذ اللّص يرفعه أو يتركه ؟ فقال : إنّ صفوان بن اميّة كان مضطجعاً في المسجد الحرام ، فوضع ردائه وخرج يهريق الماء ، فوجد رداءه قد سرق حين رجع إليه ، فقال : من ذهب بردائي ؟ فذهب يطلبه ، فأخذ صاحبه فرفعه إلى النّبي صلى الله عليه و آله ، فقال النبيّ صلى الله عليه و آله : اقطعوا يده ، فقال الرّجل : تقطع يده من أجل ردائي يا رسول اللَّه ؟ قال : نعم ، قال : فأنا أهبه له ، فقال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله : فهلّا كان هذا قبل أن ترفعه إليّ .
قلت : فالإمام بمنزلته إذا رفع إليه ؟ قال : نعم ، قال : وسألته عن العفو قبل أن ينتهي إلى الإمام ؟ فقال : حسن . « 1 »
فقه الحديث : اين روايت را شيعه و سنّى نقل كردهاند و صاحب وسائل رحمه الله آن را با سند صحيح آورده است .
حلبى از امام صادق عليه السلام پرسيد : دزدى را كه دستگير مىكنند نزد حاكم ببرند يا رهايش كنند ؟
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 329 ، باب 17 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 2 .