تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
شرح
مقام ما از اين قبيل است ؛ به خصوص كه در اين‌جا مطلب روشن‌تر است ؛ زيرا ، در روايت ميثم ، صدر روايت مطلق بوده و ذيل آن مربوط به حدّ مشابه است كه بر همان صدر تفريع شده است ؛ اگر بين دو حكم تنافى بود ، چگونه در يك عبارت هر دو نقل شده و يكى بر ديگرى تفريع شده است ؟ در صورتى كه گفته شود : اگر بين دو دليل تنافى وجود ندارد ، پس ذكر « مثل » لغو است ؛ چرا امام عليه السلام مطرح كرده است ؟ مىگوييم : در دو مثال « أعتق رقبة » و « أعتق رقبة مؤمنة » چه مىگويى ؟ يك راه حلّ ، حمل بر فضيلت و شدّت حكم در مقيّد است ؛ لذا ، در مورد حدّ مماثل قائل به كراهت شديد ، يا حرمت مؤكّد مىگرديم . بنابراين ، لغويّتى لازم نيامده و تقييدى نيز در كار نيست . نتيجه بنا بر هر دو مسلك - ( حرمت و كراهت ) - حكم اختصاص به حدّ مشابه ندارد ؛ بلكه اعمّ از مشابه مىباشد ؛ هرچند در حدّ مشابه حكم شديدتر است . لذا ، امام راحل رحمه الله ابتدا احتياط كرده ، منتهى احتياط در حدّ مماثل را قوىتر دانسته ؛ و سپس ، فتوا به كراهت مىدهند كه لازمه‌اش اقوائيّت كراهت در حدّ مشابه است . دليل اعتبارى نيز مناسب با همين فتوا است . كسى كه خودش به خدا بدهكار است ، معنا ندارد براى خدا طلب كارى كند . اگر مىخواهد طلب خدا وصول شود ، بايد خودش به اداى آن اقدام كند ؛ فرقى ندارد اين بدهكارى و بستانكارى از يك نوع باشند يا مختلف .

مجوّز بودن توبه جهت اقامه‌ى حدّ

اگر در بين كسانى كه براى اقامه‌ى حدّ شركت كرده‌اند ، فرد يا افرادى باشند كه حدّى - هر چند مثل حدّ رجم - بر ذمّه دارند ، امّا بين خود و خدا توبه كرده‌اند ، آيا چنين افرادى حقّ رمى دارند ؛ و كراهت يا حرمتى در رمى آنان نيست ؟ مسأله بنا بر ضوابط و قواعد تمام است ؛ چرا كه با توبه‌ى خاطى ، حدّ از او ساقط مىگردد . بنابراين ، مىتواند در اجراى حدّ بر ديگرى شركت كند ؛ ليكن به ملاحظه‌ى بعضى از روايات اشكالى مطرح است . در روايت ميثم تمّار و غير آن ، پس از سخنان امام عليه السلام