شرح
معيوب ذكر كرده ، و در اينجا مناسبتى ندارد .
در ادامهى روايت فرمود : زانى را بايد به همان « يمدّ » است ؛ يعنى : زانى در زمان اجراى حدّ نبايد حالت قبض و گرفتگى و درهم فرو رفتن به خود بگيرد ، بلكه بايد سروپا كشيده و مستقيم باشد .
امّا اگر « لا يشنح » با « حاء » باشد ، لغت ، « شنح » را به معناى « شَنَعَ » يعنى امر غير صحيح و معيوب ذكر كرده ، و در اينجا مناسبتى ندارد .
در ادامهى روايت فرمود : زانى را بايد به همان حالى كه مىيابند تازيانه بزنند ، اگر او را عريان يافتند ، برهنه به او تازيانه مىزنند ؛ و اگر پوشيده و لباس بر تن داشت ، حدّ را به همان حالت اجرا مىكنند .
برخى از فقها مانند صاحب جواهر « 1 » و صاحب كشف اللثام رحمهما الله « 2 » در توضيح روايت گفتهاند : « يضرب الزاني على الحال الّتي يوجد عليها » ؛ يعنى آنچه در وسائل آمده : « على الحال الّتي وجد عليها » به جاى « وجد » ، « يوجد » آورده و گفتهاند : محتمل است « يؤخذ » باشد ؛ زيرا ، شكل نوشتارى « يوجد » و « يؤخذ » يكى است ، امّا بنابر آنچه صاحب وسائل رحمه الله و گروهى از فقها نقل كردهاند ، « وجد » قابل اشتباه با « أخذ » نيست .
بنا بر نقل قول وسائل كه با دقّت تحقيق شده و وسائل بيست جلدى را با نسخهها و منابع اصلى آن تطبيق دادهاند ، دو احتمال در معناى « وجد عليها » هست : يكى آنكه : مُراد حالتى است كه زنا واقع گشته است ؛ و ديگرى ، حالت دستگيرى و جلب زانى توسط مأموران است . كدام احتمال به ذهن نزديكتر است ؟
احتمال اوّل به فهم عرف ، نزديكتر است ؛ زيرا ، « على الحال الّتي وجد عليها » دو صورت دارد ، حالت برهنگى و حالت پوشيدگى ؛ و گرنه زمانى كه مأمور براى دستگيرى زانى مىآيد ، معنا ندارد كه زانى لخت باشد . برهنه بودن اغلب در حال زنا تصوّر مىشود ، به خلاف زمان دستگيرى ، كه در غالب موارد عريان بودن متصوّر نيست .
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 359 .
( 2 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 402 .