تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
شرح
مرتكب زنا شدند ، تازيانه نيز در حال برهنگى بر آنان زده مىشود . « 1 » جواب : الغاى خصوصيّت از روايت بعيد است و نمىتوان اين كار را انجام داد ؛ بلكه بايد زانى را به همان معناى اصلى آن حمل كرد . امّا نسبت به « أشدّ الضرب » ، خصوصيّتى براى مرد نيست ؛ لذا « تجرّدى » كه در روايت آمده مربوط به مرد است ، و دلالت آن بر مطلوب امام راحل رحمه الله و كسانى كه اين نظر را انتخاب كرده‌اند ، تمام است .

دليل قول اوّل

وعنه ، عن محمّد بن يحيى ، عن طلحة بن زيد ، عن جعفر ، عن أبيه عليه السلام ، قال : لا يجرّد في حدّ لا يشنح يعني يمدّ ، وقال : ويضرب الزاني على الحال الّتي وجد عليها ، إن وجد عرياناً ضرب عرياناً ، وإن وجد وعليه ثيابه ضرب وعليه ثيابه . « 2 » سند روايت : ظاهراً روايت معتبره است و نيازى به استناد مشهور براى جبران ضعف سند آن نيست ؛ هر چند از بيان صاحب جواهر رحمه الله « 3 » استفاده مىشود كه اين روايت ذاتاً حجّيت ندارد ؛ بلكه از آن جهت كه مشهور به آن استناد كرده‌اند ، حجت است . فقه الحديث : امام باقر عليه السلام فرمود : هنگام اجراى حدّ كسى را برهنه نمىكنند . در ادامه‌ى روايت مىفرمايد : « ولا يشنح يعني يمدّ » با جيم نيز نقل شده يعنى « لايشنج » ، كه به معناى تشنج و قبضى است كه براى يك موجود پيدا مىشود ، مانند حالت تقلّص و قبضى كه براى حيوان در ذبح حاصل مىشود . معناى « لايشنج » همان « يمدّ » است ؛ يعنى : زانى در زمان اجراى حدّ نبايد حالت قبض و گرفتگى و درهم فرو رفتن به خود بگيرد ، بلكه بايد سروپا كشيده و مستقيم باشد . امّا اگر لا يشنح با « حاء » باشد ، لغت « شنح » را به معناى « شَنَعَ » يعنى امر غير صحيح و
هامش
( 1 ) . المقنع ، ص 428 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 370 ، باب 11 از ابواب حدّ زنا ، ح 7 . ( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 359 .