شرح
اشكال ما و صاحب جواهر رحمه الله بر شهيد ثانى
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد :
اوّلًا : برخى از رواياتى كه در وجوب دفن رسيده بود ، موثّق هستند - دو روايت موثّقه ابوبصير و سماعه و صحيحهى ابى مريم - ؛ بنابراين ، در سند و دلالت آنها هيچ قصور و ضعفى نيست .
ثانياً : در قصهى ماعز ، روايات واردهى از شيعه و برخى از روايات عامّه ، دلالت بر حفر گودال دارد .
سپس مىفرمايد : مقصود كسانى كه گفتهاند گودالى بايد حفر گردد ، دفن در آن است ؛ زيرا ، براى گودال بدون دفن اثرى مترتّب نمىشود و وجودش كالعدم است . « 1 » به نظر ما ، كلام صاحب جواهر رحمه الله تمام و در رابطه با اين فرع هيچ اشكالى جا ندارد ؛ بلكه عنوان « دفن » به حسب روايات موضوعيّت دارد . بايد محكوم را در گودال قرار داد و اطرافش به مقدارى كه در فرع بعد مطرح مىشود ، خاك بريزند به گونهاى كه عنوان دفن محقّق گردد .
مطلب دوم : اندازهى دفن بدن زانى
چه مقدار از اعضاى مرد و يا زن زانى ، بايد دفن گردد ؟
امام راحل رحمه الله در تحرير الوسيله فرموده است : در مرد بايد بايد تا حقوين دفن گردد و نه بيشتر ؛ غايت هم داخل مغيّا است ، يعنى مقدارى كه ازار آن را مىپوشاند نيز بايد مدفون شود ؛ كلمهى « حقو » به ازار نيز مجازاً گفته مىشود ؛ از باب اينكه محل به وسيلهى ازار پوشيده مىشود .
در نتيجه ، بايد مقدارى از لگن خاصره زير پوشش خاك قرار گيرد و طبعاً مقدراى زير ناف واقع مىشود .
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 349 .