شرح
مىكند كه در اين حال ، نقل او جنبهى تاريخى ندارد ، بلكه هدفش بيان حكم است . بيان حكم به دو نوع است :
الف : امام عليه السلام حكم را بهطور مستقيم و بدون نقل مسائل گذشته بفرمايد .
ب : افعال و گفتار پيامبر و يا اميرمؤمنان عليهما السلام به عملى مستحبّ دست زده يا يكى از راههاى اجراى حدّ رجم را پياده كرده است ؛ بلكه اين بيان مانند گفتار امام باقر عليه السلام است كه بگويد : « احفر حفيرة » . در نتيجه ، حفر گودال تعيّن دارد .
طرح دو اشكال و جواب
1 - در دو روايت گذشته ، عنوان « دفن » مطرح بود ؛ ولى در اين روايت سوم مىفرمايد : « حفر لها حفيرة في الرحبة وأدخلها الحفيرة إلى الحقو وموضع الثديين » « 1 » ؛ يعنى فقط مسألهى حفر گودال و قرار گرفتن زن در آن آمده است . بين اين دو مطلب چگونه جمع مىكنيد ؟
در پاسخ اين اشكال مىگوييم : دو روايت موثّقه ، مطلبى اضافهتر از اين روايت صحيحه را حكايت مىكند ؛ يعنى مشتمل بر عنوان دفن بود ، و اين قرينه است بر آن كه مراد وقوع زن در حفيره به صورت دفن بوده است .
در نتيجه ، با توجّه به اين روايات صحيحه و موثّقه ، نمىتوانيم از عنوان « دفن » صرفنظر كنيم .
2 - در فرع بعد مطرح شده كه اگر زنا با اقرار ثابت شد و زانى از گودال فرار كند ، او را برنمىگرداند . اين مطلب با دفن بدن او تا حقوين و يا نزديك سينه چگونه قابل جمع است ؟
براى فردى كه قسمتى از بدنش دفن مىشود ، امكان فرار وجود ندارد ، و فرع بعد هيچگاه نمىتواند محقّق گردد و موضوع پيدا كند .
پاسخ اين اشكال آن است كه : اوّلًا : دليلى نيامده كه حاكم را به بازگشتنِ راه فرار موظّف كند .
ثانياً : دفن قسمتى از بدن زانى با سنگ ، سيمان و بتون آرمه نيست كه هيچ امكان فرار نداشته باشد ؛ بلكه اطراف بدنش خاك مىريزند و حتّى خاكها را نمىكوبند تا محكم
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 380 ، باب 16 از ابواب حدّ زنا ، ح 5 .