شرح
مشترك بودن ابومريم وجهى ندارد . زيرا ، هر چند ابومريم كنيهى دو فرد است : يكى از آنان ابومريم انصارى ، ثقه بوده ، و ديگرى ، بكر بن حبيب است كه توثيق ندارد ؛ امّا اين دليل نمىشود كه هر جا ابومريم ذكر شد ، مشترك باشد بين كسى كه وثاقتش ثابت شده و كسى كه توثيق ندارد و روايت از اعتبار ساقط گردد . به علّت اين كه :
اوّلًا : اگر فردى در اسناد روايات تتبّع و دقّت كند ، مىفهمد ابومريم مطلق به انصارى انصراف دارد .
ثانياً : راوى از ابومريم ، يونس بن يعقوب است كه حتّى يك روايت از بكر بن حبيب ندارد ؛ و او از شاگردان روايى ابومريم انصارى است .
فقه الحديث : امام باقر عليه السلام فرمود : زنى نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمد و اقرار به زنا كرد . آن امام بزرگوار از او رو برگردانيد تا چهار مرتبه اقرار كامل شد . حضرت على عليه السلام به سبب آبستن بودن زن ، دستور داد او را زندانى كنند ؛ آنگاه كه وضع حمل او تمام شد ، فرمان به حفر گودالى در رحبه داده ، و دستور داد پيراهن جديدى براى او بدوزند كه تمام بدنش محفوظ باشد . او را تا حقو و پستانهايش داخل گودال كردند و شخص امام عليه السلام به او سنگى زد و . . . .
نقد صاحب جواهر رحمه الله بر دلالت اين روايت
مرحوم صاحب جواهر در مقام اشكال بر دلالت روايت ، فرموده است : « وفيه أنّه أعمّ من الوجوب مع قطع النظر عن التأسّي » « 1 » ؛ يعنى هرچند امير مؤمنان عليه السلام اين كار را انجام دادند ، ليكن معناى آن تعيّن و وجوب حفر نيست . كسى نگفته حفر كردن حرام است ؛ بلكه سخن در لزوم و استحباب آن بوده ، و به طور كلّ ممكن است بگوييم نه وجوب دارد و نه استحباب ؛ بلكه حفر گودال يكى از راههاى اقامهى حدّ است .
جواب نقد صاحب جواهر رحمه الله
اين جريان را يكبار كتاب تاريخ براى ما نقل مىكند ؛ امّا هرچند تاريخ قطعى باشد ، از نقل تاريخ نمىتوان حكمى از احكام را استفاده كرد ؛ ليكن گاه امام باقر عليه السلام واقعهاى را حكايت
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 348 .