شرح
بكره بود : « وينفيهما سنة » « 1 » ؛ روايت محمّد بن قيس « 2 » و يونس : « 3 » « ونفي سنة » .
لذا ، اين مطلب جاى بحث ندارد . ليكن آيا اين مدّت بايد به نحو توالى و پىدرپى باشد و يا اگر مجموع زمان تبعيدش يك سال باشد ، كافى است ؟
لزوم توالى در ايّام تبعيد
اگر گفته شود : فلانى بايد يك سال تبعيد شود ؛ معنايى كه عرف از اين عبارت مىفهمد ، توالى بين ايّام و روزهاى تبعيد است . يعنى اينكه يك سال بايد پىدرپى و پشت سر هم واقع شود ؛ نه اينكه يك سال را بر چند سال تقسيم كند و در هر سالى يك و يا چند ماه به تبعيد رود كه مجموع ايّام تبعيدش در سالهاى متعدّد به يك سال برسد .
اين كار بر خلاف ظاهر چنين تعبيرى است .
مبدأ تبعيد
در اين مسأله سه احتمال وجود دارد :
الف : زانى را بايد از محلّ اقامت و توطّنش ( شهر باشد ، يا روستا و يا بيابان ) تبعيد كرد ؛ يعنى مبدأ تبعيد همان مكان سكونت زانى است .
ب : از محل اجراى حدّ و تازيانه بايد به تبعيد رود .
ج : از محل وقوع زنا و جرم بايد روانه تبعيد شود . اين احتمال از كتاب مبسوط شيخ طوسى رحمه الله حكايت شده است .
براى انتخاب يكى از اين سه احتمال ، بايد مفاد ادلّه و روايات بررسى شود . ممكن است براى هر احتمالى روايت پيدا كرد ؛ لكن مستفاد از آنها احتمال اوّل و دوم است .
روايات را در بحثهاى گذشته متعرّض شدهايم ؛ از اين رو ، به مقدار مورد استشهاد ازآنها اشاره مىكنيم :
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 349 ، باب 1 از ابواب حدّ زنا ، ح 12 .
( 2 ) . همان ، ص 347 ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ص 348 ، ح 6 .