شرح
جواب : در پاسخ اين اشكال گفته مىشود : اوّلًا : عبارات روايات در نقلها كم و زياده شده و در بعضى از آنها ، روايت مشتمل بر مطالب بيشترى است . آيا صرف مطلب زيادتر داشتن دليل مىشود كه از اضافات راوى است و به امام عليه السلام مربوط نيست ؟
ثانياً : بر فرض كه جملهى « وهما اللّذانّ قد أملكا و لم يدخل بها » تفسيرى از راوى بر كلام امام عليه السلام بوده باشد ، امّا به چه مجوّزى مرحوم شيخ آن را نياورده است ؟ بلكه بايد آن را به عنوان تفسير راوى نقل مىكرد . لذا ، صرف آنكه شيخ طوسى رحمه الله ذيل حديث را نقل نمىكند ، سبب وهن آن نشده ، و روايت از نظر سند و دلالت خوب و قابل استدلال است .
نقطهى ضعف روايت ، فقط مطرح كردن تبعيد در مورد زن است در حالى كه نوع فقها معتقدند زن را نبايد تبعيد كرد ؛ - البته در آينده به بررسى اين مطلب مىپردازيم - ليكن اين جهت نيز سبب وهن روايت نمىشود ؛ زيرا ، ممكن است به تبعيد او قائل شويم ؛ و بر فرض اين كه به تبعيد هم قائل نشويم ، دلالت روايت در مورد زن را كنار گذاشته ، امّا در مورد مرد به آن عمل مىكنيم .
2 - وعنه ، عمّن رواه ، عن زرارة ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : المحصن يرجم ، والّذي قد أملك و لم يدخل بها فجلد مائة ونفي سنة . « 1 »
فقه الحديث : امام باقر عليه السلام فرمود : محصن را سنگسار ، و به كسى كه زن گرفته و به او دخول نكرده ، صد تازيانه زده ، او را يك سال تبعيد مىكنند .
الف : از جهت سند ؛ روايت به نقل مرحوم كلينى مرسله است ؛ زيرا ، يونس معيّن نمىكند توسط چه فردى حديث را از زراره نقل مىكند ؛ و نقل شيخ طوسى رحمه الله كه يونس بن عبدالرّحمان روايت را به طور مستقيم از زراره نقل كرده است نيز صحيح نيست ؛ زيرا ، از خارج مىدانيم يونس بدون واسطه نمىتواند از زراره روايت داشته باشد . به تعبير مرحوم آيتاللَّه بروجردى ، زراره از طبقهى چهارم روات و يونس از طبقهى ششم آنهاست ، و فردى كه در طبقهى ششم جاى دارد ، نمىتواند از كسى كه در طبقهى چهارم است روايت كند . بنابراين ، روايت به هر دو طريق مرسله است .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 348 ، باب 1 از ابواب حدّ زنا ، ح 6 .