شرح
اميرمؤمنان عليه السلام در جوابش مرقوم فرمود : اگر اين زانى محصن است ، سنگسارش كن ؛ و اگر بكر - يعنى : غير محصن - است ، به او صد تازيانه زده ، او را نفى بلد كن . - دراين روايت ، حضرت « بكر » را در مقابل « محصن » آورده است - آن زن يهودى را نيز نزد همكيشانش بفرست تا هر چه مىخواهند دربارهاش قضاوت كنند .
5 - وعنه ، عن محمّد بن عيسى ، عن يونس ، عن ابن مسكان ، عن أبي بصير ، قال : سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن الزاني إذا زنى أينفى ؟ قال : فقال : نعم من الّتي جلد فيها إلى غيرها . « 1 »
فقه الحديث : در اين روايت معتبر ، ابوبصير از امام صادق عليه السلام مىپرسد : آيا وقتى زانى زنا كند ، تبعيد هم به عنوان حدّ در حقّ او هست ؟ - روشن است مراد ابوبصير از زانى ، غير محصن بوده ، ولى تفصيلى نداده است كه آيا زن دارد و به او دخول نكرده و يا اصلًا همسر نگرفته است - .
امام عليه السلام نيز در جواب ، ترك استفصال كرده ، - يعنى از او نپرسيد مرادت چه قسم از زانى غير محصن است ؟ - و حكم آن را فرمود ؛ مبنى بر آن كه از شهرى كه در آن تازيانه خورده به شهر ديگرى تبعيد مىشود .
6 - وبالإسناد عن يونس ، عن زرعة ، عن سماعة ، قال : قال أبو عبداللَّه عليه السلام : إذا زنى الرجل ينبغي للإمام أن ينفيه من الأرض الّتي جلد فيها إلى غيرها ، فإنّما على الإمام ، أن يخرجه من المصر الّذي جلد فيه . « 2 »
فقه الحديث : در اين حديث معتبر ، امام صادق عليه السلام فرمود : زمانى كه مردى زنا كند براى امام سزاوار است كه او را از جايى كه تازيانه خورده به محل ديگرى تبعيد كند . - ممكن است كسى تصوّر كند « ينبغي » با عدم وجوب منافاتى ندارد ؛ زيرا ، اين كلمه ظاهر در وجوب نيست . - امام عليه السلام به دنبال آن مطلبى فرمود كه معلوم مىشود « ينبغي » معناى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 393 ، باب 24 از ابواب حدّ زنا ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ح 3 .