شرح
حتميّت و لزوم دارد ؛ و آن اين كه بر امام لازم است او را از شهرى كه تازيانه خورده ، اخراج كند .
موضوع حكم در اين حديث مرد زانى است كه با قرينهى قطعى مىگوييم : مراد از آن ، غير محصن است ؛ زيرا ، زانى محصن بايد رجم و از صفحهى وجود منتفى شود .
نسبت به اين زانى غير محصن نيز تفصيلى ندادهاند كه آيا زن دارد و به او دخول نكرده ، و يا هنوز در دوران تجرّد به سر مىبرد .
نكته : همين روايت را صدوق رحمه الله در من لا يحضره الفقيه از سماعه اين گونه نقل مىكند :
« إذا زنى الرجل ليس ينبغي للإمام أن ينفيه من الأرض الّتي جلد فيها إلى غيرها فإنّما على الإمام أن يخرجه من المصر الّذي جلد فيه . » « 1 » بنا بر اين نقل ، معناى روايت با آنچه گفتيم ، فرق مىكند و مستفاد از آن چنين است :
دو گونه تبعيد داريم : 1 - شخصى را از قم مثلًا به كاشان تبعيد كرده و مىگويند : بايد يك سال در اين محل باشى . 2 - فردى را از آن شهر بيرون كرده به او مىگويند : هر كجا مىخواهى برو ، حقّ انتخاب با تو است .
با توجّه به اين نكته ، روايت مىگويد : سزاوار نيست امام او را از شهرى كه تازيانه خورده به شهر ديگرى تبعيد كند ، بلكه وظيفهى امام اخراج او از آن شهر است .
7 - وعن عدّة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن ابن أبي نجران ، عن مثّنى الحنّاط ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : سألته عن الزاني إذا جلد الحدّ ، قال : ينفى من الأرض إلى بلدة يكون فيها سنة . « 2 »
فقه الحديث : اين روايت سند معتبرى ندارد . راوى از امام صادق عليه السلام پرسيد : وقتى به زانى تازيانه زدند كار تمام است و يا بر او عقوبت ديگرى هم هست ؟ - روشن است كه سؤال از زانى غير محصن بوده كه آيا كارش با تازيانه تمام مىشود يا نه . - امام عليه السلام فرمود :
از آن سرزمين به شهرى كه يك سال در آنجا اقامت كند ، تبعيد مىشود .
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 17 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 393 ، باب 24 از ابواب حدّ زنا ، ح 4 .