شرح
پس ، آنچه كه آلوسى از مفسّران بزرگ اهل سنّت در مقدّمهى تفسير روح المعانى « 1 » گفته و بر آن تكيه مىكند ، مبنى بر آن كه ما به نسخ تلاوت معتقديم و نه به تحريف قرآن ، صحيح نيست ؛ چرا كه واقعيّتى براى نسخ تلاوت جز تحريف نيست .
مناقشه در روايت رجم
آيهاى كه به عنوان آيهى رجم از عمر بن خطاب روايت شده علاوه بر اينكه اعتقاد به ثبوت آن مستلزم اعتقاد به تحريف قرآن است ، از نظر مضمون نيز مبتلا به اشكالات ادبى است . معروفترين نقل آن « الشيخ والشيخة فارجموهما » است . اوّل آن كه : معناى اين عبارت چيست ؟ شيخ و شيخه را سنگسار كنيد . علّت رجمشان چيست ؟ آيا به سبب شيخوخيّت بايد مجازات شوند ؟ دوم : « فاء » در « فارجموهما » چه نقشى را ايفا كرده ، و براى چه آمده است ؟ اگر گفته شود « فاء » جزا است ، پس شرط آن چيست ؟ به نظر مىرسد جاعل اين آيهى دروغين مىخواسته از قرآن اقتباس كند ، ديده در آيهى زنا مىفرمايد : الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِى فَاجْلِدُواْ . . . « 2 » بر سر امر « فاء » درآمده ، او نيز بر سر امر « فاء » آورده است ، غافل از اينكه كلمهى الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِى معناى شرط مىدهد ؛ يعنى : « إذا تحقّق الزنا يجب الجلد » آيا در آيهى ساختگى نيز چنين شرطى هست ؟ يعنى « إذا تحقّق الشيخوخيّة يجب الرجم » ؟ ! سوم : اگر علّت و سبب رجم قضاى شهوت است ، اين معنا فقط به جماع محقّق نمىگردد ؛ ممكن است قضاى شهوت به مقدّمات زنا باشد ؛ كما اينكه متناسب با شيخ و شيخه همين معنا است . از كدام قسمت اين آيهى دروغين جماع و نزديكى فهميده مىشود ؟ و بر فرض ، جماع را برساند ، كدام كلمهى آن دلالت بر جماع حرام دارد ؟ چهارم : بر فرض اينكه آيهى رجم مربوط به زنا باشد ، از كدام قسمت آن استفاده مىشود كه مربوط به زناى محصن ومحصنه است ؟ در حالى كه شما مىخواهيد رجم را درهامش
( 1 ) . روح المعانى ، ج 1 ، ص 25 .
( 2 ) . سورهى نور ، 2 .