شرح
مسألهى تحريف در اهل سنّت
علماى سنّى كه تهمت و افتراى تحريف را به شيعه زدند ، خودشان مواجه شدند با اين روايتى كه از عمر نقل كردهاند ؛ او گفته : آيهى رجم يكى از آيات قرآن است ، و آن را اينگونه بيان كرده است : « الشيخ والشيخة فارجموهما بما قضيا من اللذّة أو من الشهوة » . « 1 » سخن با اهل سنّت در اين است كه آيهى رجم كجا رفت و چه شد ؟ و به دست چه كسى از قرآن جدا و كنار گذاشته شد ؟ نه تنها آيهى رجم ، بلكه روايات آنان بر حذف آياتى از چند سورهى ديگر قرآن نيز دلالت دارد ؛ بنابراين ، بايد به تحريف قرآن معتقد باشند .
در جواب اين اشكال ، مسأله نسخ تلاوت را به ميان آورده ، و گفتند : آياتى در قرآن تلاوت مىشد ؛ ليكن پس از آن ، دستور آمد كه آنها را تلاوت نكنيد ؛ از اين رو ، ما به تحريف معتقد نيستيم ، و بلكه نسخ تلاوت را باور داريم .
در نقد اين جواب مىگوييم : نزاع ما بر سر كلمه تحريف نيست تا اين عنوان را برداريد و عنوان ديگرى جايگزين آن كنيد . سؤال ما اين است كه چه كسى دستور داد تا فلان زمان بخوانيد و پس از آن تلاوت نكنيد ؟ آيا از رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين رابطه روايتى رسيده است ؛ و آيا اين حديث خبر واحد است ، يا خبر متواتر ؟
اگر خبر واحد است ، صلاحيّت اثبات نسخ را ندارد ؛ و خودتان در اصول مىگوييد :
خبر واحد نمىتواند عنوان ناسخيّت پيدا كند . و اگر خبر متواتر رسيده ، و كدام كتاب چنين چيزى به طور متواتر از پيامبر صلى الله عليه و آله حكايت شده است ؟ ! بنابراين ، چارهاى ندارند جز آن كه مطلب را به غير رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت دهند .
در اين صورت ، اگر آيهاى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تلاوت مىشده ، و پس از آن حضرت ، فردى فرمان دهد اين آيه را برداريد يا تلاوت نكنيد ، آيا جز تحريف چيز ديگرى است ؟
تحريف يعنى كسى كه با قرآن هيچ ارتباطى ندارد ، در قرآن دخل و تصرّف كند ؛ لذا ، بازگشت نسخ تلاوت به تحريف است .
هامش
( 1 ) . الموطّأ ، ج 2 ، ص 824 ، ح 108 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 55 و 56 .