شرح
بوده و هيچگونه زياده و نقيصه در آن راه نيافته است ؛ بلكه آنچه به عنوان قرآن بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده ، بدون كم و زياد حتّى يك واو ، تا چه رسد به آيه و سوره ، به دست ما رسيده ؛ و اين معجزهى جاويدان رسول اكرم صلى الله عليه و آله تا روز قيامت است .
ما در بحثهايى كه روزهاى پنجشنبه و جمعه حول علوم قرآنى داشتيم ، به طور مفصّل و با ادلّهى قطعى عدم تحريف قرآن را اثبات كردهايم ؛ و همان بحثها به صورت كتاب و به نام مدخل التفسير به چاپ رسيده است .
از امورى كه مورد تأسّف است ، بى انصافى علماى اهل سنّت نسبت به شيعه و علماى شيعه است ؛ آنان بدون توجّه به واقعيّات ، شيعه را متّهم مىكنند كه اعتقاد به تحريف قرآن دارند ؛ و مىگويند : شيعه قرآن را محرّف دانسته و كتابى كه تحريف شده ، قابليّت براى استدلال ندارد ؛ زيرا ، حجّيت و اعتبارى ندارد تا بتوان به آن استدلال كرد .
در صورتى كه علماى شيعه چنين اعتقادى ندارند ؛ بلكه چند نفرى از محدّثان مانند :
مرحوم كلينى و علىّ بن ابراهيم ، روايات تحريف را به عنوان روايت - بدون اينكه اظهار نظرى كرده ، يا مطلبى كه بر اعتقادشان به تحريف اشعار داشته باشد - در كتب روايى آوردهاند .
افرادى مانند سيّد مرتضى رحمه الله كه مسألهى تحريف را متعرّض شدهاند ، با كمال صراحت آن را انكار كرده ، و اثبات كردهاند اين قرآن ، همان قرآنى است كه بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نازل شده و به آن هيچ كلمهاى اضافه يا كم نشده است .
البتّه نكتهى غير قابل انكار اين است كه يكى از محدّثان بزرگ در اعصار اخير كتابى در اين موضوع نوشته است ؛ لكن بر حسب تحقيقاتى كه به عمل آمده ، بعضى از سفارتخانههاى كشورهاى استعمارگر نقشهاى خائنانه كشيدند و اين عالم بزرگوار بدون اطّلاع از واقعيّات و حيلهى دشمنان دين و شيعه ، به تأليف اين كتاب دست زد .
متأسّفانه تدوين اين كتاب براى شيعه خيلى گران تمام شد ؛ به گونهاى كه تا امروز ، اساس و ريشهى هر چه دربارهى شيعه مطرح مىشود ، به اين كتاب برمىگردد ؛ با اين حال ، ايشان نيز به عنوان يك محدّث وارد اين بحث شده است ، و نه به عنوان يك فقيه و عالم .