شرح
ادريس « 1 » ، ابن حمزه « 2 » و ابن سعيد رحمه الله « 3 » را نام برد .
اگر ما قائل شويم محارم سببى هم ملحق هستند ، زن پدر نيز در زمرهى آنان داخل است ؛ به همان دليلى كه در آنجا گفتيم ؛ مبنى بر آنكه عنوان « ذات محرم » ، عنوان عامّ و گسترده بوده ، و زوجهى او نيز از محارم است ؛ پس ، عنوان ذات محرم او را فرا مىگيرد .
و اگر قائل شويم عنوان « ذات محرم » فقط مربوط به محارم نسبى است و محارم سببى را ملحق ندانيم ؛ در اين صورت ، بايد بر الحاق زن پدر دنبال دليل بگرديم . تنها يك روايت در كتب خاصّه بر اين مطلب اقامه شده است .
وعنه ، عن محمّد بن عيسى العبيدي ، عن عبداللَّه بن المغيرة ، عن إسماعيل بن أبى زياد ، عن جعفر ، عن أبيه ، عن أمير المؤمنين عليه السلام أنّه رفع إليه رجل وقع على المرأة أبيه فرجمه وكان غير محصن . « 4 »
فقه الحديث : اين روايت را اسماعيل بن ابى زياد - سكونى - از امام صادق عليه السلام از پدرانش نقل مىكند . مىگويد : مردى كه با زن پدرش مواقعه كرده بود را نزد اميرمؤمنان عليه السلام آوردند ؛ حضرت او را سنگسار كرد ، با آنكه محصن نبود .
ظاهر روايت اين استكه اميرمؤمنان عليه السلام خود در سنگسار كردن وى مباشرت داشت ، نه اينكه فرمان به رجم او بدهد .
در كتب عامه نيز روايتى از براء بن عازب آوردهاند ؛ كه مرحوم شيخ طوسى نيز آن را در خلاف « 5 » نقل كرده است . مضمون آن حديث اين است :
براء بن عازب گويد : در كوچه مىرفتم به عمو - در نقل ديگر « دايى » - خود برخوردكردم كه به دست او پرچمى بود و به دنبال مأموريتى مىرفت . از او احوال پرسيدم ، گفت :
هامش
( 1 ) . السرائر ، ج 3 ، ص 438 .
( 2 ) . الوسيلة ، ص 410 .
( 3 ) . الجامع للشرايع ، ص 550 .
( 4 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 386 ، باب 19 از ابواب حدّ زنا ، ح 9 .
( 5 ) . الخلاف ، ج 5 ، ص 386 ، كتاب الحدود ، مسأله 29 .