شرح
شده است ؛ اين مطلب بدان معنا نيست كه فقها محارم نسبى را متعرّض و حكم محارم سببى را مهمل بگذارند ، بلكه عبارت اصحاب همانند روايات است ؛ اكثر آنان تعبير به ذات محرم كردهاند ؛ حتّى مثالى نيز ذكر نكردهاند كه از آن استفاده كنيم مقصودشان محارم نسبى است .
شيخ طوسى رحمه الله در مبسوط « 1 » و خلاف « 2 » و برخى ديگر از علما ، محارم رضاعى را مطرح و آنان را به محارم نسبى ملحق كردهاند ؛ مرحوم شهيد ثانى نيز در لمعه « 3 » الحاق را خالى از وجه ندانسته است .
در ميان محارم سببى ، زن پدر دليل خاص دارد و جداگانه خواهد آمد ؛ امّا در غير او از بقيّهى محارم سببى و محارم رضاعى ، چه بايد گفت ؟ آيا وجهى براى الحاق يا اخراج داريم ؟
راههاى الحاق محارم رضاعى و سببى به نسبى
چند راه براى اخراج و عدم الحاق گفته شده است : راه اوّل : مستفاد از كلام صاحب جواهر رحمه الله « 4 » و ديگران اين استكه ظهور ذات محرم و محرم ، در محرم نسبى به نحو حقيقت ، و استعمال آن در محارم رضاعى و سببى محتاج به علاقه ، عنايت ، تجوّز و مسامحه است . مرحوم صاحب رياض ادّعاى تبادر از محارم به محارم نسبى مىكند ، « 5 » و صاحب جواهر رحمه الله هر چند در جهتى ديگر به او اعتراض دارد ، امّا در اين مطلب با او موافقت كرده ، و اين معنا را تأييد مىكند . بطلان پيمودن اين راه در مقام استدلال واضح است ؛ هر چند افرادى مانند : صاحب رياض و صاحب جواهر رحمهما الله فرموده باشند ؛ زيرا ، ما حقّ نداريم در لغت تصرّف كنيم ؛ با وجود آنكه متخصّصى در لغت عرب همانند جوهرى مىگويد : محرم يعنى كسى كه حرام است انسان با او ازدواج مىكند . چگونه مىتوان كلام او را مختصّ به محارم نسبى كرد ؟ درهامش
( 1 ) . المبسوط ، ج 8 ، ص 8 .
( 2 ) . الخلاف ، ج 5 ، ص 386 ، مسأله 29 .
( 3 ) . الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية ، ج 9 ، ص 63 .
( 4 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 312 .
( 5 ) . رياض المسائل ، ج 10 ، ص 39 .