شرح
نظر برگزيده
به نظر مىرسد نمىتوان خصوصيّاتى را كه در روايت آمده ، كنار بگذاريم . اگر روايت بگويد : « يضرب عنقه » مىتوان از آن ضرب قتّال و موجب قتل را استفاده كرد ؛ امّا الغاى خصوصيّت ضربتِ با شمشير آنهم به گردن معنا ندارد . دليلى بر حذف آن نداريم و احتمال مىدهيم خصوصيّتى در ضربت با شمشير به گردن باشد ؛ كه با وجود اين احتمال ، راهى براى طرح خصوصيّات نيست .
مؤيّد اين مطلب : اگر مولايى به عبدش بگويد : « گردن فلانى را بزن » . آيا از نظر عرفى ، اين عبد حق دارد شكم او را پاره ، و به اين ترتيب او را بكشد ؟ درست استكه از ضرب عنق ، قتل فهميده مىشود ، امّا نه مطلق قتل ، بلكه قتل خاص مراد است .
فقط آنچه را كه مىتوانيم از روايت در نظر نگيريم ، ضربت واحده است ؛ اگر با يك ضربت ، قتل محقّق نشد ، حقّ نداريم به همان اكتفا كنيم ؛ بلكه بايد تا سرحدّ مرگ ادامه داد .
اين مطلب را به كمك روايات و شواهد استفاده كرديم .