شرح
ب : اگر تعبير همانند روايت جميل بن درّاج « 1 » باشد كه پرسيد : ضربهى شمشير كجاى بدن فرود آيد ؟ امام عليه السلام فرمود : به گردنش . كدام يك از دو احتمال زير در آن ممكن است ؟
اوّل : جميل مىدانسته بايد ضربتى زده شود ، امّا نمىدانسته بايد منتهى به قتل بشود يا نه .
دوم : اطلاق ضربهى به سيف را ديده كه شامل ضربت به گردن ، پا و . . . مىشود و بر هر نقطهاى از بدن صادق است ، جميل از محل فرود ضربت مىپرسد .
ظاهر روايت ، سؤال از موضع ضربت است ، و در متفاهم عرفى از چنين سؤال و جوابى ، استفادهى قتل مشكل است .
نكته چهارم : در دو روايتى كه آنها را از دور خارج كرديم - ( روايت مرسلهى محمّد بن عبداللَّه بن مهران و خبر عامر بن سمط ) « 2 » مطلب قابل توجّهى است كه مىتوانيم از آن استفاده كنيم ؛ هر چند روايت را ضعيف و مجعول بدانيم . زيرا ، در مقام ظهورگيرى بايد به آشناى به لغت عرب مراجعه كرد . در اين دو روايت ، اين عبارت ديده مىشود :
يضرب ضربة بالسيف . قلت فإنّه يخلص قال : يحبس أبداً حتّى يموت .
يضرب ضربة بالسيف بلغت منه ما بلغت ، فإن عاش خلّد في السجن حتّى يموت .
اگر معناى ضربت با شمشير به هر جا منتهى شود ، كشتن مجرم است ، راوىِ عرب ، متخصّص در لغت ، چگونه به خود اجازه مىدهد از امام عليه السلام بپرسد اگر پس از آن ضربت زنده ماند ، تكليف چيست ؟ اگر مقصود قتل است ، ديگر جاى اين سؤال نيست . به او مىخندند چه مىگويى ؟ ! پس از قتل ، امكان زندگى نيست . لذا ، نمىتوان متفاهم عرفى از اين عبارت را قتل دانست .
نظر برگزيده
خلاصهى مباحث گذشته و نتيجهى جمع بين روايات در مورد كسى كه با محارم خود زنا كرده باشد ، « يضرب ضربة بالسيف في عنقه » است . در فهم مراد و مقصود از اين جمله ،
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 358 ، باب 19 از ابواب حدّ زنا ، ح 2 و 3 .
( 2 ) . همان ، ح 4 ؛ و ص 387 ، ح 10 .