شرح
اختلاف شده و از آن سه قول پديدار گشته است : الف : قتل به هر كيفيّت و به هر وسيلهاى ؛ ب : قتل به وقوع ضربتى با شمشير بر گردن ؛ و ج : وقوع ضربتى بر گردن كه منتهى به قتل زانى بشود يا نه . به اين قول در رياض المسائل تصريح كرده است . « 1 » قول سوم يا احتمال سوم قابل قبول نيست . زيرا ، با مراجعهى به كلمات اصحاب مىبينيم - با آنكه مستندشان همين روايات است ؛ و اگر اجماعى هم ادّعاشده باشد ، مستند به اين روايات است ؛ نه اينكه اجماع اصالت و تحقّق و كشفى داشته باشد . - بسيارى از فقها از اين تعبير ، قتل را استفاده كردهاند ؛ و برخى از آنان در عباراتشان عنوان قتل را مطرح كرده و گفتهاند : « من زنى بذات محرم يقتل ، أو فاقتلوه » و امثال عبارت .
آنان به اندازهاى مطمئن بودند كه اين روايات دلالت بر قتل دارد كه در فتاوا تعبير روايات را نياوردهاند ؛ بلكه صريح و آشكار به قتل فتوا دادهاند . برخى از آنان نيز عبارت « يضرب عنقه » را به كار برده كه متفاهم عرفى از آن نيز قتل مىباشد .
شيخ صدوق رحمه الله در كتاب مقنع عبارت : « يضرب ضربة بالسيف اخذت منه ما اخذت » « 2 » را آورده ، و مطلب اضافى وجود ندارد كه مشعر به استفادهى غير قتل باشد . در عبارات فقها به الفاظى كه به غير قتل اشعار داشته باشد ، برخورد نكرديم .
با توجّه به اين مطالب ، فقها با كثرتى كه دارند ، و گروهى از آنان عرب و متخصّص در لغت و ادبيات عرب با آن علوّ مقام در اجتهاد و فقاهت ، از اين روايات قتل را فهميدهاند ، فقط صاحب رياض رحمه الله كه از متأخّرين است ، شبههاى مطرح كرده ، ولى قبل از ايشان همه در اين معنا اتّفاق دارند .
براى تأييد اين مطالب ، روايتى را از ابواب لواط ذكر كرديمكه در حقيقت ، شارح و مفسّر اين عبارت است ، « ضرب بالسيف ضربة أخذ السيف منه ما أخذ ، فقلت له : هو القتل ؟ قال : هو ذاك » « 3 » امام رحمه الله ضربت به شمشير راكه راوى به قتل تفسير كرد ، امضا نمود .
هامش
( 1 ) . رياض المسائل ، ج 10 ، ص 40 .
( 2 ) . المقنع ، ص 435 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 416 ، باب 11 از ابواب حدّ لواط ، ح 2 .