شرح
دادهاند ، بايد حدّ قذف بخورند .
دليل اين مطلب : هر چند تمام مقدّمات شهادت آماده بود ، امّا از جهت اينكه شهادت شهود كامل نشده ، بايد حدّ قذف بخورند . بر اين مطلب دو روايت زير نيز دلالت دارد :
1 - وعن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي نجران ، عن عاصم بن حميد ، عن محمّد بن قيس ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : قال : لا أكون أوّل الشهود الأربعة في الزنا أخشى أن ينكل بعضهم فاجلد . « 1 »
فقه الحديث : در اين روايت صحيحه ، محمّد بن قيس از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : من در مقام شهادت بر زنا ، شاهد اوّل واقع نمىشوم ، - اين اوّل در مقابل آخر است نه در مقابل دوم و سوم - بلكه آخرين شاهد خواهم بود ؛ زيرا ، مىترسم بعضى از شهود نكول كرده و پشيمان شود . در اينصورت ، گرفتار حدّ قذف مىشوم .
2 - عليّ بن إبراهيم في تفسيره عن أبيه ، عن حمّاد ، عن حريز ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال : القاذف يجلد ثمانين جلدة ولا تقبل له شهادة أبداً إلّابعد التوبة أو يكذّب نفسه ، فإن شهد له ثلاثة وأبى واحد يجلد الثلاثة ولا تقبل شهادتهم حتّى يقول أربعة : رأينا مثل الميل في المكحلة . « 2 »
فقه الحديث : روايت بين صحيحه و حسنه مردّد است . امام صادق عليه السلام فرمود : به قاذف هشتاد تازيانه زده مىشود و شهادت او پذيرفته نمىشود ، مگر اينكه توبه يا تكذيب نفس خود كند . اگر سه نفر از آنان شهادت دادند و يكى امتناع كرد - واژه « أبى » در روايت ، ظهور در اين دارد كه قبلًا آمادگى براى شهادت داشته است ، امّا هنگامى كه به دادگاه آمده ، پشيمان شده و از اقامهى شهادت امتناع مىكند . - در اين حال ، آن سه نفر را حدّ قذف مىزنند .
شهادت اين گروه ، پذيرفته نيست ؛ مگر آنكه چهار نفر به رؤيت ، مانند ميل در سرمهدان ، شهادت بدهند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 446 ، باب 12 از ابواب حدّ قذف ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ص 433 ، باب 2 از ابواب حدّ قذف ، ح 5 .