شرح
در اين مقام نيز وقتى امام عليه السلام فرمان مىدهد حقّ قذف اجرا كنيد ، يعنى با شرايطش آن را اجرا كنند كه يكى از آن شرايط ، مطالبهى مقذوف است .
نتيجه : اين فرع مطابق با فتواى مشهور بوده و تمام است .
فرع دوم : كيفيّت حضور شهود در دادگاه
آيا همه شهود بايد با هم وارد دادگاه شوند ؟ و يا اگر يكى وارد شد و در گوشهاى نشست ، بدون اين كه شهادت بدهد ، پس از گذشت نيم ساعت دوّمى وارد شود و به همين كيفيّت ، دو شاهد ديگر به دادگاه بيايند ، پس از حضور چهار نفر ، به اقامهى شهادت بپردازند ؟ علّامهى حلّى رحمه الله در كتاب قواعد « 1 » و فرزندش مرحوم فخر المحقّقين در كتاب ايضاح القواعد « 2 » گفتهاند : شهود بايد يكدفعه و با هم به محكمه وارد شوند . اگر ورودشان به نحو تعاقب باشد ، هرچند با هم شهادت بدهند ، بايد حدّ قذف به آنان زده شود . در نقد بيان اين دو بزرگوار مىگوييم : دليل بر اين مطلب چيست ؟ رواياتى كه در اين باب رسيده ، هيچ دلالتى بر حضور دفعى و باهم شهود ندارد ؛ بلكه بالاتر از اين را ادّعا داريم ؛ و آن اينكه لازم نيست ، شهود هر كدام از شهادت ديگرى و يا از اصل وجود شاهد ديگر اطّلاع داشته باشند . بلكه اگر يكى وارد دادگاه شده و شهادت بدهد و با اتمام شهادت او ، دومى وارد شود به گونهاى كه فاصلهاى بين شهادات محقّق نشود ، كافى است . از اين رو ، آنچه مرحوم علّامه حلّى و فرزندش گفتهاند ، نهتنها دليلى ندارد ؛ بلكه ادلّه ، بر وقوع شهادات پىدرپى و بدون فاصله دلالت دارد .فرع سوم : نكول بعضى از شهود
اگر چهار شاهد عادل با هم اتّفاق كنند كه به دادگاه بيايند و به زناى فردى شهادت داده و آن را به اثبات برسانند ، اما بعد از حضور در دادگاه ، يكى دو نفر از آنان كه شهادت داد ، بقيه پشيمان شده ، و از شهادت دادن نكول كنند ، مرحوم امام مىفرمايد : افرادى كه شهادتهامش
( 1 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 251 .
( 2 ) . ايضاح القواعد ، ج 4 ، ص 475 .