شرح
در روايت آمده استكه سه نفر عليه مردى شهادت به زنا دادند ، امام على عليه السلام فرمود :
نفر چهارمى كجا است ؟
گفتند : الآن مىآيد كمى صبر كنيد . حضرت امير عليه السلام فرمان داد بر اين سه نفر حدّ بزنيد ؛ در باب حدود به اندازهى ساعتى تأخير و مهلت نيست . - مراد از ساعت ، 60 دقيقه نيست ، بلكه فاصلهى عرفى مقصود است ؛ اگر ده دقيقه نيز فاصله شود ، به تعبير روايات عنوان صادق است .
وعنه ، عن أبيه ، عن ابن محبوب ، عن نعيم بن إبراهيم ، عن عباد البصري ، قال : سألت أبا جعفر عليه السلام عن ثلاثة شهدوا على رجل بالزنا وقالوا : الآن نأتي بالرابع ، قال : يجلدون حدّ القاذف ثمانين جلدة كلّ رجل منهم . « 1 »
فقه الحديث : روايت از عباد بصرى است . از امام باقر عليه السلام پرسيد : سه نفر عليه مردى شهادت به زنا دادند و گفتند : نفر چهارم الآن مىآيد . حضرت باقر عليه السلام فرمود : به هر كدام از آنان حدّ قاذف ، يعنى هشتاد تازيانه زده مىشود .
نقد استدلال به اين دو روايت : اين دو روايت بهويژه حديث اوّل مورد تأمّل واقع شده است ؛ زيرا ، بر طبق قواعد فقهى حدّ قذف در صورتى جارى مىشود كه مقذوف اجراى حدّ را مطالبه كند ؛ و اين حدّ مانند حدّ زنا نيست ؛ بلكه حقّ الناس است و تا هنگامى كه مقذوف تقاضاى اجراى آن را نكند ، حاكم شرع حقّ اجراى آن را ندارد . حال ، چگونه در روايت اوّل مولى الموحّدين بدون مطالبهى مقذوف ، دستور اجراى حدّ قذف داد ، و همين طور در روايت دوم ، امام عليه السلام فرمود : حدّ قذف زده مىشود ؟
در جواب اين اشكال گفته مىشود : اين دو روايت مانند آيهى : وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمنِينَ جَلْدَةً « 2 » است . در اين آيه قيد مطالبهى مقذوف نيست ؛ بلكه بيان قيد به عهدهى دليل ديگرى است كه اين آيه را تقييد مىزند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 373 ، باب 12 از ابواب حدّ زنا ، ح 9 .
( 2 ) . سورهى نور ، 4 .