آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 328
[ لكيفيّة المعتبرة في الشهادة ] [ مسألة 10 - لابدّ في شهادة الشهود على الزنا من التصريح أو نحوه على مشاهدة الولوج في الفرج كالميل في المكحلة أو الإخراج منه من غير عقد ولاملك ولاشبهة ولا اكراه . وهل يكفي أن يقولوا لا نعلم بينهما سبباً للتحليل ؟ قيل : نعم ، والأشبه لا . وفي كفاية الشهادة مع اليقين وإن لم يبصر به وجه لا يخلو من شبهة في المقام . ] شرطهاى لازم در شهادت در اين مسأله چند مطلب مطرح كردهاند كه مهمتر از همه ، مستند شهادت شهود در باب زنا است . چه چيزى بايد مدرك شهادتشان باشد ؟ اين مطلب در كتاب شهادات به طور كلّى مطرح شده است و كارى به زنا و امثال آن ندارد . آيا مستند شهادت بايد علم باشد ، يا اگر بيّنهاى قائم شد ، شاهد به استناد آن مىتواند شهادت بدهد ؟ و همينطور اگر استصحابى اقتضا كرد ؟ كسانى كه گفتهاند شاهد فقط بر طبق علم خود مىتواند شهادت بدهد ، بحث كردهاند آيا علم او از هر راهى حاصل شود ، هر چند خودش نديده باشد ، كافى است ؟ مثلًا اگر با خبر متواتر فهميد زيد خانهاش را به بكر فروخته ، آيا مىتواند شهادت بدهد « إنّ زيداً باع داره لِبَكر » ؛ يا بايد خودش در مجلس بيع حاضر باشد تا بتواند چنين شهادتى بدهد ؟ چرا كه شاهد يعنى كسى كه حاضر در جريان باشد ؛ والّا اگر مطلق علم كافى بود ، بايد به جاى شاهد ، عالم مىگفتند . شاهد يعنى ناظر واقعه . اگر واقعه ديدنى است ، خودش ببيند ؛ و اگر شنيدنى است ، خودش شنيده باشد . سه نظر در كتاب شهادات مطرح است : 1 - مستند شهادت شاهد بايد حواس ظاهرى متناسب با واقعه باشد ؛ ديدنىها را ديده ، شنيدنىها را شنيده باشد . 2 - در شهادت ، نه تنها علم و رؤيت لازم نيست ، بلكه شاهد مىتواند به استناد بيّنه و استصحاب شهادت بدهد .