شرح
ترك و لم يرجم . « 1 »
فقه الحديث : مردى كه همسر دارد و چهار بار به زنا اقرار كند ، سنگسار مىشود تا بميرد ؛ و يا اينكه قبل از اجراى حدّ از اقرار خود برگردد ، انكار كرده و بگويد : زنا نكردم .
در اين حال ، او را رها كرده ، سنگسار نمىكنند .
دست سارق قطع نمىشود مگر آنكه دو مرتبه اقرار به دزدى كند . اگر از اقرارش رجوع كرد ، از نظر مالى ضامن مالى كه سرقت كرده ، هست ؛ ولى دستش را اگر بيّنهاى نباشد ، قطع نمىكنند .
زانى را سنگسار نمىكنند تا چهار مرتبه به زنا اقرار كند . در صورتى كه بيّنهاى نباشد و او از اقرارش برگردد ، رهايش كرده ، وى را رجم نمىكنند .
روايت مخالف با چهار مرتبه اقرار
در برابر اين روايات كه دلالت بر چهار مرتبه اقرار مىكنند ، يك روايت صحيحه داريم كه با مضمون آنها مخالف است :
محمّد بن الحسن بإسناده ، عن الحسن بن محبوب ، عن أبي أيّوب ، عن الفضيل ، قال : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول : من أقرّ على نفسه عند الإمام بحقّ من حدود اللَّه مرّة واحدة حرّاً كان أو عبداً ، أو حرّة كانت أو أمة ، فعلى الإمام أن يقيم الحدّ عليه للّذي أقرّ به على نفسه كائناً من كان إلّاالزاني المحصن فإنّه لا يرجمه حتّى يشهد عليه أربعة شهداء ، فإذا شهدوا ضربه الحدّ مائة جلدة ثمّ يرجمه . . . . « 2 »
فقه الحديث : فضل مىگويد : امام صادق عليه السلام فرمود : اگر كسى نزد امام - كه به معناى حاكم شرع است - به حقّى از حقوق خدا يك بار اقرار كند ، فرقى نمىكند مقرّ حرّ باشد يا عبد ، حرّه باشد يا كنيز ، وظيفهى امام اجراى حدّى مطابق با آنچه اقرار كرده ، مىباشد ؛ هر
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 320 ، باب 12 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 5 .
( 2 ) . همان ، ص 343 ، باب 32 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 1 .