شرح
شهادات - إلى أن قال : فنظر إليه عمرو بن حريث وكأنّهما الرمّان يفقأ في وجهه .
فلمّا رأى ذلك عمرو قال : يا أمير المؤمنين ! إنّي إنّما أردت أن اكفّله إذا ظننت أنّك تحبّ ذلك ، فأمّا إذ كرهته فإنّي لست أفعل . فقال أمير المؤمنين : أبعد أربع شهادات باللَّه ، لتكفّلنّه وأنت صاغر ، الحديث و ذكر أنّه رجمها . « 1 »
فقه الحديث : روايت را عمران يا صالح كه هر دو از پسران ميثم تمّار هستند ، نقل مىكند ؛ زنى مجحّ « 2 » - معناى آن روشن نيست ، شايد مراد زن حامله باشد ؛ مذكّر آوردن آن نيز از باب حائض و حامل باشد ؛ و شايد مقصود اين باشد كه شتابان ، با اضطراب و سرعت آمده - به اميرمؤمنان عليه السلام گفت : زنا كردهام ؛ مرا پاك كن ؛ زيرا ، عذاب دنيا آسانتر از عذاب آخرت است . امام عليه السلام از او پرسيد : از چه چيز تو را پاك كنم ؟ گفت : زنا دادهام .
فرمود : در زمان ارتكاب زنا ، شوهردار بودى و شوهرت حاضر بود ؟ گفت : آرى .
فرمود : زمانى كه وضع حمل كردى بيا تا تو را پاك كنم .
زن بازگشت . وقتى دور شد ، به گونهاى كه صداى امام عليه السلام را نمىشنيد ، حضرت فرمود :
بار خدايا ! اين يك شهادت و اقرار . اگر گفته شود : زن در اوّلين برخورد با امام عليه السلام يك بار اقرار به زنا كرد و گفت : « إنّي زنيت فطهّرني » ؛ و در جواب امام عليه السلام اقرار ديگرى داشت - « . . . ممّا اطهّرك ؟ فقالت : إنّي زنيت » - ؛ پس ، دوبار اقرار محقّق شده است . مىگوييم ، اقرار دوم جنبهى حكايت داشته و توضيح و تفصيل اقرار اوّل است ؛ و گرنه معنا ندارد امام عليه السلام بفرمايد : خدايا ! اين يك شهادت و اقرار .
آن زن پس از وضع حمل خدمت امام عليه السلام آمده ، اقرار كرد . امّا امام عليه السلام تجاهل - يعنى اظهار بى اطّلاعى - كرد و دوباره سؤال و جوابها تكرار شد . حضرت به او فرمود : برو دو سال به فرزندت همان گونه كه خداوند فرمان داده است ، شير بده . او رفت و امام عليه السلام پس از دور شدنش فرمود : بار پروردگارا ! اين دو شهادت .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 377 ، باب 16 از ابواب حدّ زنا ، ح 1 .
( 2 ) . فيض كاشانى رحمه الله در كتاب وافى آن را محجّ ضبط كرده و مىگويد : مراد ، زنى است كه وضع حملش نزديك باشد ، - دراين صورت مذكّر و مؤنث آن يك صيغه دارد - .