تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
شرح
پس از گذشت دو سال ، زن باز آمده ، تقاضاى تطهير كرد . امام عليه السلام خود را به بىاطّلاعى زده و سؤال و جواب‌ها بار ديگر نيز تكرار شد . امام عليه السلام فرمود : برو و اين بچّه را كفالت و سرپرستى كن تا در او قوّه‌ى درك و تمييز پديدار شود ، و مأكول و مشروب را خودش تشخيص دهد . از او مواظبت كن تا از پشت‌ِبامى نيفتد و به درون چاه سقوط نكند . آن زن گريان از نزد حضرت بازگشت ؛ و امام عليه السلام پس از دور شدنش فرمود : بار خدايا ! اين سه شهادت . عمرو بن حريث با اين زن گريان مواجه شد ، واقعه را از او پرسيد ، آن زن جريان را بازگو كرده و گفت : ناراحت مباش ، نزد على عليه السلام بازگشته به او بگو : عمرو از فرزندم محافظت مىكند . آن زن نزد امام عليه السلام آمده و مطلب را باز گفت . حضرت فرمود : عمرو چرا نگهبانى فرزندت را به عهده مىگيرد ؟ زن گفت : زنا كرده‌ام ، و همان پرسش و پاسخ براى مرتبه چهارم تكرار شد . در اين هنگام امام عليه السلام سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت : خدايا ! چهار شهادت بر اين زن ثابت شد . چهره‌ى امام عليه السلام از شدّت ناراحتى برافروخته و سرخ شده بود ؛ گويى انارى در صورت حضرت پاره شود . عمرو بن حريث فهميد ناراحتى مولا از جهت متكفّل شدن او است . گفت : اى اميرمؤمنان ! من خيال كردم كار خوبى مىكنم و شما خوشحال مىشويد ؛ اگر از كفالت من ناراحت هستيد ، من به عهده نمىگيرم . امام عليه السلام فرمود : اكنون كه چهار شهادت كامل شده است ، انصراف مىدهى ؟ بايد او را كفالت كنى در حالى كه خوار و ذليل هستى . از اين روايت به خوبى استفاده مىشد كمتر از چهار شهادت يعنى كمتر از چهار اقرار در باب زنا مؤثر نيست . 3 - وعن عليّ بن إبراهيم ، عن أحمد بن محمّد بن خالد ، رفعه إلى أمير المؤمنين عليه السلام قال : أتاه رجل بالكوفة فقال : يا أمير المؤمنين إنّي زنيت فطهّرني قال : ممّن أنت ؟ قال : من مزينة ، قال : أتقرء من القرآن شيئاً ؟ قال :