تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
شرح
بحث اجتماع مرد و زن نيز به قيد تجرّد حكم جريان دارد ؟ شاهد اين مطلب وجه جمعى است كه از مرحوم مجلسى نقل كرديم ؛ هر چند مبتلا به اشكال است و آن را نپذيرفتيم ، امّا ايشان اجتماع اين دو را زير يك لحاف قرينه‌ى عرفى بر ارتكاب زنا دانست . اين قرينيّت در جايى است كه عريان باشند ، و الّا اگر پوشيده و مستور هستند ، چگونه امّاريت بر اين عمل دارد ؟ آن‌چه مايه‌ى شگفتى است ، عدم تعرّض فقها نسبت به اين قيد است ؛ حتّى صاحب جواهر رحمه الله كه تمام خصوصيّات مسأله را مطرح مىكند ، در اين‌جا معيّن نكرده است كه آيا مقصود مطلق اجتماع است يا صورت برهنه بودن ؟ نظر برگزيده : با توجّه به نكاتى كه گفته شد ، انسان مىتواند از روايات استفاده كند با اين همه شدّتى كه بر آن حدّ زنا بار شده - هر چند ما روايات صد تازيانه را نپذيرفتيم - ولى از اين عدد مىتوانيم مورد روايات را كشف كنيم كه در چه مواردى چنين حكم شديدى جارى است ؛ و گرنه صرف اجتماع زن مردى كه عريان نيستند و كاملًا پوشيده هستند ، زير يك لحاف ، موجب چنين حدّى نمىشود .

تعميم حكم به تقبيل و معانقه

رواياتى كه بيان گرديد ، فقط در مورد فرض اجتماع دو نفر - دو مرد ، يا دو زن و يا مرد و زنى - زير لحاف يا ثوب واحد بود ؛ و در هيچ يك از اين احاديث سخنى از تقبيل و معانقه نبود ؛ ليكن فقها در كلماتشان به تقبيل و معانقه نيز اشاره كرده‌اند . مثلًا مرحوم محقّق در شرايع مىفرمايد : « وفي التقبيل والمضاجعة في إزار واحد والمعانقة روايتان إحداهما مائة جلدة والاخرى دون الحدّ وهي أشهر » ؛ « 1 » در بوسيدن و خوابيدن زير لحاف واحد و معانقه دو نوع روايت رسيده است ، يك دسته بر صد تازيانه و نوع ديگر بر كمتر از حدّ دلالت دارد ، كه روايات دسته‌ى دوم مشهورتر است . صاحب جواهر رحمه الله پا را فراتر گذاشته و مىگويد : « ونحو ذلك ممّا هو استمتاع بما دون
هامش
( 1 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 935 .