شرح
فقه الحديث : در اين روايتِ صحيحه ، أبو عبيده از امام صادق عليه السلام دربارهى زنى مىپرسد كه شوهر داشته ، و با اين حال ، با مرد ديگرى نيز ازدواج كرده است .
امام عليه السلام فرمود : اگر شوهر اولش در همان شهرى كه اين زن اقامت دارد ، ساكن است ، - امام عليه السلام اقامت را اينطور معنا مىكند : « تصل إليه ويصل إليها » ؛ زن بتواند خود را به شوهر برساند و شوهر از دسترسى به زن متمكّن باشد . با اين كلام ، در صورتى كه يكى از آنان محبوس و در زندان و مانند آن باشد ، خارج مىشود . - در اين صورت ، بايد سنگسار شود .
امّا در صورتى كه مرد غايب و در مسافرت باشد و يا در اين شهر ساكن ، ولى هيچيك از زن و مرد به يكديگر دسترسى نداشته باشند ، حدّ آن زن تازيانه است و جاى لعان هم نيست . بنابراين ، معلوم مىشود كه يكى از شرايط لعان تمكّن است .
مستفاد از روايت اين است كه دسترسى دو طرف به يكديگر شرط تحقّق احصان است .
يعنى همانگونه كه شرط تحقّق احصان مرد تمكّن از زوجه بود ، شرط تحقّق احصانِ زن نيز تمكّن از زوج است .
معناى تمكّن از زوج
صاحب جواهر رحمه الله فرموده است : « معناى تمكّن زن از شوهر اين نيست كه هر زمان ارادهى زن تعلّق گرفت ، مرد او را وطى كند . اين معنا در صورتى صحيح است كه وطى ، حقِ زن باشد ، در حالىكه مىدانيم وطى ، حقِّ مرد است و نه زن . بلكه مراد از تمكّن زن ، اين است كه مرد در اختيارش باشد و هر وقت مرد تمايل به وطى پيدا كرد ، با او نزديكى كند » . « 1 » بعضى از بزرگان در مقام اشكال بر صاحب جواهر رحمه الله گفتهاند : اگر مردى زن جديد و قديمى دارد و نسبت به زن قديمى حالت تنفّرى پيدا كرده ، بهگونهاى كه فقط به همان مقدارشرعى چهار ماه يك بار با او وطى مىكند ، و زن هرچه مقدّمهچينى مىكند تا مرد را به خود متمايل سازد ، وى تحت تأثير واقع نمىشود ؛ اگر چنين زنى مرتكب زنا شد ، مىتوانهامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 277 .