شرح
است كه مىگويد : « واليهودي يحصن النصرانيّة » و « النصراني يحصن اليهوديّة » و بهطور كلّ ، جنبهى فاعليّت مطرح است . كدام فاعل در احصان نقش دارد ؟
اين قسمت از روايت با روايات قبلى و فتواى مشهور منافات دارد ؛ زيرا ، مشهور ، داشتن كنيز را سبب احصان مىدانستند ؛ امّا روايت بر مطلوب ما دلالتى ندارد ؛ چه آنكه ما در صدد اثبات لزوم حرّيت در حين مواقعه براى تحقّق احصان هستيم . ولى روايت مىگويد : وجود مملوكه حرّ را محصن نمىكند . امّا دليل بر مطلب اوّل مىشود ، كه با فتواى مشهور منافات دارد .
روايت ديگرى نيز از حلبى وجود دارد ؛ امّا چون مضمون آن ، با اين روايت يكى است ؛ با اين تفاوت كه يكى مشتمل بر سؤال و ديگرى فقط قسمتى از جواب را آورده ، بهنظر ما بعيد است كه اينها دو روايت باشند . زيرا ، هرچند ممكن است يك مطلب را براى افراد مختلف چند بار بيان كرد ، ولى بعيد است آن را براى يك نفر دو مرتبه بگويند ، آن هم مسألهاى كه خيلى مبتلا به نبوده است .
بإسناده عن الحسين بن سعيد ، عن ابن أبي عمير ، عن حمّاد ، عن الحلبي ، قال : قال أبو عبداللَّه عليه السلام : لا يحصن الحرّ المملوكة ولا المملوك الحرّة . « 1 »
فقه الحديث : حرّ براى مملوكه و مملوك براى حرّه نمىتوانند احصان را ايجاد كنند .
قسمتى از روايت با فتواى مشهور منافات دارد ؛ زيرا ، لازم نيست زن حرّه شوهر حرّ داشته باشد تا محصنه گردد ؛ فرقى بين عبد و حرّ نيست .
در نتيجه ، اين روايت هيچ دلالتى بر مطلوب ما ندارد . با همان روايت صحيحه محمّد بن قيس هر دو مطلوب اثبات شد ؛ يعنى شرط تحقّق احصان ، حرّيت در حال زنا و وطى به اهل است .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 353 ، باب 2 از ابواب حدّ الزنا ، ح 7 .