تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
شرح
مرتكب زنا شود . دلالت روايت بر اين مطلب روشن است . پس از آن ، راوى سؤالى دارد كه به بحث ما مربوط نيست ؛ ليكن براى تكميل روايت ، آن را نيز مىگوييم . راوى پرسيد : آيا پس از آزاد شدن ، زوجه‌ى او خيار فسخ نكاح دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : حرّه در حالىكه اين مرد مملوك بوده ، به ازدواج با وى راضى بود ، اكنون مقامش بالا رفته و از رقيّت به حرّيت رسيده است ، پس ، نكاح اوّل به قوّت خود باقى است . و مسأله‌ى خيار فسخ براى زوجه بعد از آزادى شوهر مطرح نيست . 2 - وبالإسناد عن الحلبي ، قال : سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن الرجل الحرّ أيحصن المملوكة ؟ فقال : لا يحصن الحرّ المملوكة ، ولا يحصن المملوكة الحرّ ، واليهودي يحصن النصرانية ، والنصراني يحصن اليهودية . « 1 » فقه الحديث : در اين روايتِ صحيحه ، حلبى از امام صادق عليه السلام پرسيد : آيا مرد حرّ موجب احصان مملوكه مىشود ؟ [ اين‌جا احصان - فعل يحصن - متعدّى است . در مباحث گذشته گفتيم احصان گاه لازم است ، مانند « من كان له فرج يغدو عليه ويروح فهو محصن » و گاه متعدّى ؛ مانند اين مورد كه مىگويد : آيا مرد حرّ مىتواند احصان را براى مملوكه ايجاد كند . ] در عبارت امام عليه السلام - « لا يحصن الحُرّ والمملوكَة » - حرّ فاعل و مملوكه مفعول است ؛ زيرا ، بايد تناسبى با سؤال راوى داشته باشد و احتمالِ صاحب كشف اللثام رحمه الله « 2 » كه حرّ را مفعول و مملوكه را فاعل گرفته ، خلاف ظاهر است ، و جواب با سؤال مطابقت نمىكند . مدلول روايت اين است كه حرّ نمىتواند سبب احصان مملوكه شود ؛ خواه حرّ ، مولاى او يا شوهرش باشد ؛ مملوكه تا زمانى كه مملوك است ، اگر مرتكب فاحشه‌اى شد ، محصنه نيست . در عبارت دوم امام عليه السلام - « ولا يحصن المملوكة الحرّ » - بايد مملوكه را فاعل و حرّ را مفعول بگيريم . مؤيّد اين‌كه بايد كلمه‌ى بعد از فعل را فاعل بگيريم ، دو قسمت اخير روايت
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 353 ، باب 2 از ابواب حدّ الزنا ، ح 8 . ( 2 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 400 ( طبع قديم ) .