شرح
فقه الحديث : امام عليه السلام فرموده است : كنيزى كه زنا كند ، پنجاه تازيانه مىخورد ؛ شوهر داشته باشد يا نه .
از آنچه گذشت ، روشن شد روايات معتبر دلالتى صريح و روشن بر مطلب اوّل دارند ؛ يعنى : وقوع زنا در حال حرّيت سبب احصان است و بهطور كلّى عبد و كنيز رجم ندارند .
مطلب دوم : وطى به اهل بايد در حال حرّيت باشد . بنابراين ، براى تحقّق احصان ، فقط حرّيت در حال زنا كافى نيست .
از مرحوم امام تعجّب است كه بلوغ و عقل واطى در دخول به اهل را با اينكه دليل محكمى نداشت ، به نحو احتياط از شرايط تحقّق احصان شمردند ، ولى حرّيت در اين حال را با وجود دليل روشن و معتبر ، بهعنوان شرط ذكر نكردهاند .
به عبارت ديگر ، همانگونه كه بلوغ و عقل در حال وطى به اهل را از شرايط احصان قرار دادند ، بايد اين شرط را نيز اضافه مىكردند كه وطى به اهل بايد در حال حرّيت باشد ؛ زيرا ، دليل روشن بر اعتبار حرّيت داريم . عبارت « السادس أن يكون حرّاً » دلالت بر اين مطلب ندارد ، و فقط اعتبار حرّيت را در زمان زنا افاده مىكند .
به هر حال ، در اينجا به روايات اين مطلب اشاره مىكنيم :
1 - وعنه ، عن أحمد بن محمّد و عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، جميعاً عن ابن محبوب ، عن ابن رئاب ، عن أبي بصير ، يعني المرادي ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : في العبد يتزوّج الحرّة ثمّ يعتق فيصيب فاحشة ، قال :
فقال : لا رجم عليه حتّى يواقع الحرّة بعد ما يعتق . قلت : فللحرّة خيار عليه إذا أعتق ؟ قال : لا ، قد رضيت به وهو مملوك فهو على نكاحه الأوّل . « 1 »
فقه الحديث : اين روايت ، بين صحيحه و حسنه مردّد است ، ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل مىكند : دربارهى عبدى كه با زن حرّى ازدواج كرده ، و پس از آزادى مرتكب عملفحشا و زنا مىشود ، سؤال شد . امام عليه السلام فرمود : او را سنگسار نمىكنند ، مگر آنكه پس از آزادى ، با زن حرّش جماع كرده باشد . و پس از آن - در حالى كه هر دو حرّ هستند -
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 358 ، باب 18 از ابواب حدّ الزنا ، ح 5 .