شرح
و براى حضور و غيبت نقش قائل نيست ، و ديگرى ملاك را سفر و حضر قرار داده است ، خواه تمكّن باشد يا نه - بايستى به مرجّحات مراجعه كرد . اولين مرجّح شهرت فتوايى است ، و روايات گذشته مطابق با فتواى مشهور است ؛ بهگونهاى كه مرحوم محقّق رحمه الله « 1 » از روايات دستهى دوم بهعنوان مهجوره تعبير مىكند ؛ يعنى اين دو روايت را كنار گذاشتهاند .
لذا ، آنچه در تحرير الوسيله و بيشتر كتابهاى فقهى فرمودهاند ، تمام است .
نكته : توهّم نشود بين دو دسته روايت تعارض نيست ؛ بلكه تعارض كلّى دارند . زيرا ، يكى تمام ملاك را « كلّ من كان له فرج يغدو عليه ويروح فهو محصن » دانسته و ديگرى « في أيّ حدّ سفره لا يكون محصناً » ملاك را حضور در مقابل سفر گفته است ؛ هرچند سفر در سؤال راوى است ، امّا امام عليه السلام آنچه كه در ذهن او بهعنوان ملاك بوده ، حضور و غيبت تقرير مىكند . در نتيجه ، تمام ملاك غيبت و حضور شرعى است كه با « كلّ ما له فرج يغدو عليه ويروح فهو محصن » و با « لأنّ عنده ما يغنيه » كاملًا معارض است .
مانع بودن حيض و نفاس از تحقّق احصان
اين مسأله مورد نياز حكّام شرع است . مردى كه همهى شرايط احصان را دارد ، ليكن همسرش مبتلا به حيض بوده كه ده روز طول مىكشد ، اگر در اين ايّام زنا كند ، آيا زناى او محصنه است ؟ بهعبارت ديگر ، آيا عدم تمكّن از وطى در قُبُل مانع تحقّق احصان است ؟
امام راحل رحمه الله در تحرير الوسيلة اين مطلب را متعرّض نشدهاند ، ولى صاحب جواهر رحمه الله بيانى را از سيّد مرتضى رحمه الله « 2 » آورده است . فرموده : اصحاب بين غيبت و حيض فرق گذاشته ، غيبت را مانع تحقّق احصان دانستهاند ، ولى حيض را نه ؛ زيرا ،
اوّلًا : غيبت ممكن است طولانى شود در صورتى كه حيض حداكثر ده روز است .
ثانياً : در ايّام غيبت ، مرد از دسترسى به زوجهاش و هرگونه استمتاعى محروم است ، امّا در ايّام حيض فقط از وطى در قُبُل ممنوع بوده ، ولى بقيهى استمتاعات جايز است . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرايع الإسلام ، ج 4 ، ص 933 .
( 2 ) . الإنتصار ، ص 521 .
( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 273 .